آداب بندگی

کتاب «آداب المریدین» یک دوره‏ ی فشرده از اعمال عبادی شبانه‏ روز از لحظه ‏ی بیداری برای نافله ی شب تا هنگام استراحت شبانه است، به گونه‏ ای که با مراجعه به آن بتوان امور عبادی خود را تحت برنامه‏ ی منظمی متناسب با توان و استعداد خود انتخاب کرد و انجام داد.
این کتاب که با محوریت کتاب «مفتاح الفلاح» شیخ بهایی رحمه الله و توصیه‏ های علمای ربّانی متأخّر تدوین شده و اعمال عبادی مربوط به شبانه‏ روز را به محضر عزیزان عرضه می‏دارد. از خداوند نشاط در عبادت و حلاوت انس با او را مسألت داریم.

آداب بندگی

برگرفته از مقدمه کتاب «آداب المریدین»

بندگی حق، هدف از آفرینش و جوهره‏ ی هستی انسان و معنا دهنده‏ ی انسانیت او است:

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»[1]

و جنّ و انس را نیافریدم جز برای آن‏که مرا بپرستند.

و مفهوم «عبودیت» یعنی آراسته شدن به کمالات، اسما و صفات الهی و در یک کلمه تولّی به ولایت کلّی الهی؛ که توحید و ولایت دو روی یک سکّه‏ اند و بنده‏ ای که با تمام وجود به کمالات توحیدی آراسته گردد و هیچ فعل، صفت، اسم و ذاتی جز برای حق نبیند، تحت ولایت الهی وارد شده و خداوند سرپرستی او را در تمامی زمینه‏ ها عهده‏ دار خواهد شد و خداوند «ولیّ» او، و او «ولیّ الله» خواهد گردید.

امام صادق علیه السلام در پاسخ به سؤال عنوان بصری پیرامون این معنا چنین فرمود:

«قُلتُ: یا أَبا عَبْدِاللهِ؛ ما حَقِیقَةُ الْعُبُودِیَّةِ؟ قالَ: ثَلاَثَةُ أَشْیاءٍ: أَنْ لا یَرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیما خَوَّلَهُ اللهُ مِلْکاً، لأنَّ الْعَبِیدَ لا یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ، یَرَوْنَ الْمالَ مالَ اللهِ، یَضَعُونَهُ حَیْثُ أَمَرَهُمُ اللهُ بِهِ؛ وَ لاَ یُدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیراً؛ وَ جُمْلَةُ اشْتِغالِهِ فِیما أَمَرَهُ تَعالی بِهِ وَ نَهاهُ عَنْهُ...»[2]

گفتم: ای اباعبدالله، حقیقت عبودیت و بندگی چیست؟ فرمود: سه چیز است: اوّل آن‏که بنده خویش را مالک آن‏چه خدا به وی عطا کرده نداند؛ زیرا بندگان مال و مِلکی برای خود قائل نیستند و همه را از آنِ حق می‏دانند و در راهی که دستورشان داده مصرف می‏کنند. دوم: آن‏که بنده برای خود تدبیر نکند. و سوم آن‏که تمام اشتغالش به کاری باشد که خداوند او را به آن امر و یا از آن نهی نموده است...

و «عبادت»، بهترین نمودِ بندگی و معنادهنده به سایر تعامل‏ های انسان می‏باشد، به گونه‏ ای که اگر عبادت در زندگی بشر نباشد، انسان به مخلوقی خاکی در ردیف سایر ناسوتیان بدل می‏ شود که مدتی در زمین خاکی می‏ چرد تا ظرف عمرش به‏ سرآید و جرثومه‏ ی گندیده‏ اش برای نجات دیگران از تعفّن و آلودگی، به زیر خاک کشیده شود.

بنابراین، اگرچه واژه‏ ی «عبادت» در فرهنگ قرآن و حدیث از دامنه‏ ی وسیعی برخوردار است و گستره‏ ی آن تمامی تعامل‏ های انسان را دربرمی‏ گیرد، لیکن در مفهوم خاصّ خود که نمودهای ارتباط انسان با خدا در قالب دعا، ذکر، قرآن و نماز است، بسیار مورد تأکید قرار گرفته، به حدّی که در حدیث منقول از امام صادق علیه السلام به نقل از رسول اکرم ـ صلّى الله علیه وآله وسلّم ـ آمده است:

«أَفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ، فَعانَقَها بِنَفْسِهِ، وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ، وَ تَفَرَّغَ لَها، فَهُوَ لایُبالِی عَلی ما أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیا، عَلی عُسْرٍ أَمْ عَلی یُسْرٍ.»[3]

بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق ورزد و با تمام وجود با آن مأنوس شود و اوقات خود را به عبادت بگذراند و برای او فرقی نکند که دنیا بر او سخت یا آسان گذرد.

از این رو، عبادت و مناجات اولیای الهی نه‏ تنها در حاشیه‏ ی زندگی و اوقات فراغت آن‏ها نیست، که در متن زندگی و جزیی از برنامه‏ ی کار شبانه‏ روزی آنان محسوب می‏ شود؛ و اصولاً تا روح مؤمن از دوام انس با حق بهره‏ ی کامل نبرد، نمی‏تواند در فعالیت روزانه به درستی عمل به بندگی نماید.

خداوند در اولین روزهای بعثت رسول اکرم ـ صلّى الله علیه وآله وسلّم ـ در سال‏ های پرمشغله و سراسر درگیری آن حضرت، فرمانِ «قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلیلاً»[4]؛ (شب مگر اندکی از آن‏را به‏ پا خیز) را صادر می‏ نماید و محتوای مناجات شبانه را نیز، در آیات بعد، تلاوت کلام الهی، نماز، دعا و ذکر پروردگار معین می‏کند:

«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً»[5]

و قرآن را شمرده، شمرده بخوان.

رسول اکرم ـ صلّى الله علیه وآله وسلّم ـ و برخی از خواص اصحاب آن حضرت، به دنبال این فرمان، گاه شب‏ها را تا به صبح به عبادت بیدار می‏ ماندند تا اطمینان به امتثال امر الهی نموده باشند؛ و خداوند راز و رمز این همه اهتمام به عبادت و شب‏ خیزی و نماز و دعا را آماده شدن قلب و روح مؤمن برای درک معارف لطیف قرآن و الهامات و اشراقات غیبی پروردگار از یکسو، و قوت روح و صراحت بیان و آلوده نشدن به کدورت‏ های گناه در تعامل‏ های روزانه و روابط اجتماعی می‏داند.

«إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً»[6]

شب‏خیزی و مناجات در نیمه‏ های شب برای نرمی دل [در دریافت افاضات الهی]‏ بهتر و در صراحت گفتار و ثبات قدم [در روز] مؤثرتر است.

ولی در روزگار پرمشغله‏ ی امروز، شدت اشتغالات به گونه‏ ای است که نه‏ تنها مستحبات به فراموشی سپرده شده، بلکه در واجبات نیز به حداقل اکتفا می‏ شود، گویی نوافل برای اوقات بیکاری و بازنشستگی است و تنها فرزانگان و اولیای الهی بودند که اغلب اوقات فعّال عمرشان به عبادت و ذکر می‏گذشت، ولی حقیقت آن است که شیطان هرگز در آغاز راه، مؤمن را وسوسه به ارتکاب کبائر و محرّمات نمی‏نماید؛ زیرا می‏داند این گونه ترفندها کارساز نیست، اما با بزرگ و سنگین جلوه دادن عبادات و نوافل از یکسو و کوچک و کم‏ اهمیت نمودن اوقات تلف شده در امور دنیوی و پوچ و بی‏ حاصل از سوی دیگر، شرایط را به گونه‏ ای فراهم می‏ نماید که اگر ساعت‏ های مفید و باارزشی از شبانه‏ روز به پای دنیای زودگذر ریخته شود، دردآور نیست و اصولاً به حساب نمی‏ آید؛ اما اگر ساعتی به دعا و مناجات با حق و یا ذکر طولانی بگذرد از ضایعات عمر و اوقات از دست رفته محسوب می‏ شود، و باید به اوقات پیری و بازنشستگی منتقل شود. با کم شدن ذکر و یاد حق در زندگی، زمینه‏ ی تسلط شیاطین و ورود به کبائر فراهم می‏ گردد و گناه و عصیان پروردگار کوچک جلوه داده می‏ شود و بالاخره سرآغاز ولایت شیطان و ورود به همه‏ ی گناهان هموار می‏گردد.

«وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرین‏ٌ»[7]

و هر کس از یاد [خدای] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانی می‏ گماریم تا برای وی مونس باشد.

مگر نه آن است که نماز شب سپر مؤمن در برابر معاصی، و نوافل یومیّه مکمِّلِ نواقصِ فرایض ‏اند. چه کسی است که بتواند ادعا کند نمازهای واجب خود را با حضور قلب کامل و بدون نقص به پیشگاه مولی عرضه می‏ دارد و نیازی به نوافل ندارد، که در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است:

«إِنَّ الْعَبْدَ لَیُرْفَعُ مِنْ صَلاتِهِ نِصْفُها أَوْ ثُلْثُها أَوْ رُبْعُها أَوْ خُمْسُها، فَما یُرْفَعُ لَهُ إِلاّ ما أَقْبَلَ عَلَیْهِ بِقَلْبِهِ، وَإِنَّما أُمِرْنا بِالنّافِلَةِ لِیَتِمَّ لَهُمْ بِها ما نَقَصُوا مِنَ الْفَرِیضَةِ.»[8]

گاه از نماز بنده تنها نصف یا یک سوم و یا یک چهارم آن بالا رفته و پذیرفته می‏شود و تنها مقداری که حضور قلب در آن داشته مقبول می‏ گردد؛ و لذا برای تکمیل نقایص و کاستی‏ های فرایض به انجام نافله دستور داده شده‏ ایم.

این که در سیره‏ ی ائمه‏ ی معصومین: و به تبع آنان عالمان ربانی، بخشی از ساعات شبانه‏ روز آن‏ها به ذکر و دعا و نمازهای مستحب اختصاص داشت، برای این مهم بود که اصولاً کار اصلی بنده، بندگی است و ادب بندگی توجه کامل به مولی در امتثال اوامر مولوی است و در این مهم تفاوتی میان فرایض و نوافل نمی‏کند.

«قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»[9]

بگو: در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگی و مرگ من، برای خداوند یکتا، پروردگار جهانیان است.

اگرچه در میان کتب ادعیه، کتاب‏هایی که برنامه‏ های شبانه‏ روز را به‏ طور منظم بیان کرده باشد یافت می‏شود، و به خصوص مشایخِ قوم، شاگردان خود را در این مهم به کتاب «مفتاح الفلاح» نوشته‏ ی جامع معقول و منقول، آیت حقّ، مرحوم «شیخ بهایی» ارجاع می‏ دادند،[10] لیکن این کتاب به دلیل متن عربی و اضافات توضیحی، برای عموم قابل استفاده نیست. از این رو، نیاز بود کتابی با محوریّت «مفتاح الفلاح»[11] همراه با بهره‏ گیری از مجموعه کتب معتبری که در این راستا نگارش یافته و در فهرست منابع کتاب آمده است، تدوین شود و یک دوره‏ ی فشرده از اعمال عبادی شبانه‏ روز از لحظه‏ ی بیداری برای نافله‏ ی شب تا هنگام استراحت شبانه در آن ارایه گردد، به گونه‏ ای که با مراجعه به آن بتوان امور عبادی خود را تحت برنامه‏ ی منظمی متناسب با توان و استعداد خود انتخاب کرد و انجام داد.

پیشاپیش چند نکته را درباره‏ ی نحوه‏ ی تدوین این کتاب و نحوه‏ ی استفاده از آن یادآور می‏ شویم:

1. در گزینش مطالب سعی بر آن شده از یک سو به اتقان و اعتبار آن‏ها توجه شود و از سوی دیگر دستوراتی باشد که مورد توجه و عنایت اکابر و مشایخ قوم به ویژه مکتب تربیتی عارف کامل، عالم ربّانی آخوند مولی حسینقلی همدانی رحمه‏ الله باشد که خود بدان عمل می‏نمودند و به شاگردان خود توصیه می‏کردند.

2. هر چند هدف اصلی در تدوین کتاب، اعمال یومیّه می‏باشد، ولی برای تکمیل آن مختصری به اهمّ اعمال هفته، ماه و سال اشاره شده است و در این زمینه، محور کار ما را کتاب‏های سید بن طاووس رحمه‏ الله و «المراقبات» مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه‏ الله تشکیل می‏دهند. از آن‏جا که ذکر منابع در پاورقی به طور مکرّر ملال آور است، لذا از استناد مکرّر خودداری نمودیم.

3. از ذکر دستورهای خاصّی که در کلمات مشایخ است و نیاز به اذن استاد و تلقّی از راهنمای خاصّ دارد، پرهیز شده است.

4. در انتخاب اعمال و اذکار، اصلِ «میانه‏ روی و رفق در عبادت» می‏ باید رعایت شود و هر کس به فراخور شغل، حال و وقت خود، به مقدار عملی که می‏تواند با نشاط کامل انجام دهد بسنده کند؛ چنان که در حدیث است، امام صادق علیه السلام فرمود:

«لا تُکَرِّهُوا إلی أَنْفُسِکُم الْعِبادَةَ.»[12]

کاری نکنید که عبادت در نظر شما زشت جلوه کند.

نیز در حدیث دیگر می‏ فرماید:

«إجْتَهَدْتُ فی العبادةِ وأنا شابٌّ فقال لی أبی: یا بُنَی، دون ما أراک تَصْنَعُ. فإنّ اللهَ ـ عزّ و جلّ ـ إذا أحبّ عبداً رَضِی عنه بالیسیر.»[13]

در دوران جوانی بسیار در عبادت سخت کوشی می‏کردم، پدرم به من فرمود: فرزند عزیزم، کمتر از آن‏چه می‏ بینم انجام ده؛ زیرا هرگاه خداوند ـ عزّوجلّ ـ بنده ‏ای را دوست بدارد، از او به عمل عبادی کم راضی می‏گردد.

5. دعاها و اعمال را به فراخور حال و توان خود انتخاب و بدان عمل نماید و هیچ گاه اصلِ اصیل «حضور قلب» را در عبادت فراموش ننماید، و اگر انتخاب ادعیه و اعمال با نظر استادی کارآزموده باشد، مفیدتر خواهد بود. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبالا وَ إِدْباراً؛ فَإِذا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوها عَلَی النَّوافِلِ، وَ إِذا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِها عَلَی الْفَرائِضِ.»[14]

دل‏ها گاهی نشاط دارند و گاهی ملالت. اگر نشاط داشتند آن‏ها را به مستحبات وادارید، و اگر ملالت دست داد به واجبات بسنده کنید.

نیز در حدیث است که:

«أَلْقَصْدُ إلَی اللهِ تَعالی بِالْقُلُوبِ أَبْلَغُ مِن إتْعابِ الْجَوارِحِ بِالاْعْمالِ.»[15] 

آهنگ درگاه خداوند متعال را با دل‏ها کردن، زودتر انسان را به مقصد می‏رساند تا با به رنج انداختن اعضا و جوارح به واسطه‏ ی انجام اعمال طاقت فرسا.

6. همان گونه که نظم در همه‏ ی امور به کارها سامان می‏دهد و از هرز رفتن اوقات می‏کاهد، «نظم در امور عبادی» نیز علاوه بر آن‏که موجب برکت و وسعت در اعمال عبادی می‏شود، آرام آرام نفس انسان را آماده می‏سازد تا فرایض و نوافل را با شوق و رغبت انجام دهد. از این رو، سالک باید با تقسیم اوقات خود و مدیریت زمان و عمل بر اساس آن، از فرصت عمر خود بهترین استفاده را بکند. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعات: فَساعَةٌ یُناجِی فِیها رَبَّهُ؛ وَ ساعَةٌ یَرُمُّ مَعاشَهُ؛ وَ ساعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِها فِیما یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ.»[16]

مؤمن را سه ساعت است: ساعتی که در آن با خدا مناجات می‏کند؛ ساعتی که در آن برای هزینه‏ ی زندگی می‏کوشد، و ساعتی که در آن از لذت‏های حلال و زیبا بهره می‏برد.

7. شایسته است سالک در انجام اعمال مستحبی، «مداومت» ورزیده و از پراکنده عمل کردن به ادعیه و اذکار خودداری کند، بلکه هر عملی انتخاب نمود حداقل یک سال به آن عمل کند؛ زیرا در حدیث منقول از امام صادق علیه السلام آمده است:

«إذَا کَانَ الرَّجُلُ عَلَی عَمَلٍ فَلْیَدُمْ عَلَیهِ سَنَةً ثُمّ یَتَحَوَّلُ عَنهُ إن شَاءَ إلَی غَیرِهِ، وذَلِکَ أنّ لَیلَةَ القَدرِ یَکُونُ فِیهَا فِی عَامِهِ ذَلِکَ مَا شَاءَ اللهُ أن یَکُونَ.»[17]

هرگاه انسان عملی را شروع کرد، شایسته است یک سال بر آن مداومت ورزد و سپس، اگر خواست، به عمل دیگری منتقل شود؛ زیرا در شب قدر آن سال، آن‏چه خدا بخواهد [در رابطه با آن عمل] رخ می‏دهد.

بنابراین، پس از آن‏که انسان با راهنمایی استاد بصیر به فراخور حال، شغل و وقت خود، اعمال مستحبّی خاصّی را گزینش کرد، دیگر نباید ـ جز در موارد ضروری مانند مسافرت و... ـ کاهلی نموده و در انجام آن سستی ورزد؛ چرا که گاه اتفاق می‏افتد انسان در انجام عملی در آغاز حال ندارد ولی وقتی به انجام آن اقدام می‏ورزد، آن کسالت و سستی به کلی رخت برمی‏بندد و این یکی از راه‏هایی است که می‏توان میزان تناسب اعمال انتخاب شده را با وضعیت سالک تشخیص داد. بنابراین، سالک نباید به هرگونه احساس کسالتی ترتیب اثر دهد، بلکه این گونه احساس کسالت‏ها در واقع وسوسه‏ های شیطان است که در برابر انجام اعمال عبادی مانع ایجاد می‏کند. بنابراین، باید عزم خود را جزم نموده و با آن‏ها مخالفت نماید.

8. اگر برنامه‏ ی عبادی سالک به هر علتی به هم خورد و پاره‏ ای از اعمال را از روی اختیار و یا بی‏ اختیار ترک کرد، به هیچ وجه نباید «یأس و نومیدی» به خود راه داده و نشاط در انجام عمل را از دست دهد، بلکه با توکل بر خداوند جبّار که جبران کننده‏ ی کاستی‏های بندگان است، باید تصمیم دوباره گرفته و در صورت امکان به قضای آن عمل و یا به انجام آن در آینده اقدام نماید؛ چرا که خداوند سبحان به چنین بنده‏ ای مباهات می‏کند. در حدیث منقول از رسول اکرم ـ صلّى الله علیه وآله وسلّم ـ آمده است:

«إِنَّ اللهَ ـ تبارک و تعالی ـ لَیُبَاهِی مَلائِکَتَهُ بِالْعَبْدِ یَقْضِی صَلاةَ اللَّیْلِ بِالنَّهارِ فَیَقُولُ یا مَلائِکَتِی انْظُرُوا إِلی عَبْدِی یَقْضِی ما لَمْ أَفْتَرِضْهُ عَلَیْهِ أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُ.»[18]

به راستی خداوند ـ تبارک و تعالی ـ نزد فرشتگان از بنده‏ ای که نماز شب را در روز قضا می‏کند، مباهات می‏کند و به ملائکه می‏گوید: به بنده‏ ام نگاه کنید و ببینید چگونه آن‏چه را که بر او واجب ننموده‏ ام قضا می‏کند، گواه باشید که من او را آمرزیدم.

و در حدیث منقول از امام صادق علیه السلام آمده است:

«کُلُّ مَا فاتَکَ بِاللَّیْلِ فَاقْضِهِ بِالنَّهارِ قالَ اللهُ ـ تبارک و تعالی ـ : «وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن یَذَّکَّرَ أَوْ أَرَادَ شُکُورًا»[19][20]

هر عملی که شب فوت شد در روز قضا کن؛ زیرا خداوند ـ تبارک و تعالی ـ می‏فرماید: «و اوست کسی که برای هر کس که بخواهد متذکر شود یا سپاسگزاری نماید، شب و روز را جانشین یکدیگر گردانید.»

اینک با استمداد از حضرت حق و در ظلّ عنایات ولیّ اعظم -عجل الله تعالى فرجه الشریف-  اعمال عبادی مربوط به شبانه‏ روز را با محوریت کتاب مفتاح الفلاح به محضر عزیزان عرضه می‏داریم و از خداوند نشاط در عبادت و حلاوت انس با او را مسألت داریم.

«إِلهِی! مَنْ ذَا الَّذِی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِکَ، فَرامَ مِنْکَ بَدَلا؟! وَ مَنْ ]ذَا[ الَّذِی أنِسَ بِقُرْبِکَ، فَابْتَغی عَنْکَ حِوَلا؟!»[21]

بارالها! کیست که شیرینی محبّت [و انس با] تو را چشید و جز تو را خواست؟! و کیست که با مقام قرب تو انس گرفت و از تو روی گردان شد؟!

 

 

مطالب مرتبط:

محصولات – آداب المریدین

 

 

منابع:



[1]. سوره ى ذاریات، آیه ى 56.

[2]. بحارالانوار، ج1، ص224.

[3]. کافى، ج2، ص83؛ وسائل الشیعة، ج1، ص83؛ مجموعه ى ورّام، ج2، ص37 و...

[4]. سوره ى مزمل، آیه ى 2.

[5]. سوره ى مزمل، آیه ى 4.

[6]. سوره ى مزمل، آیه ى 6.

[7]. سوره ى زخرف، آیه ى 36.

[8]. کافى، ج3، ص363، روایت 2.

[9]. سوره ى انعام، آیه ى 162.

[10]. از جمله عالم ربانى شیخ محمد بهارى رحمه‏ الله در تذکرة المتقین، ص93. در سطح پایین‏ تر «منهاج النجاة» نوشته ى فیض کاشانى رحمه‏ الله نیز مورد سفارش آخوند مولى حسینقلى همدانى رحمه‏ الله می‏ باشد. ر.ک: تذکرة المتقین، ص197.

[11]. از آن جا که ذکر منابع در جاى جاى مطالب برگرفته از این کتاب شریف، ملال آور بود، لذا از استناد مکرّر خوددارى نمودیم.

[12]. کافى، ج2، ص86، حدیث 2؛ وسائل الشیعه، ج1، ص108؛ بحارالانوار، ج68، ص213.

[13]. کافى، ج2، ص87، حدیث 5؛ وسائل الشیعه، ج1، ص108؛ بحارالانوار، ج47، ص55؛ ج68، ص213.

[14]. نهج البلاغه، کلمات قصار، کلمه ى 312.

[15]. کشف الغمّه، ج2، ص368؛ بحارالانوار، ج75، ص363؛ ج67، ص60؛ به نقل از رسول خدا ـ صلّى الله علیه وآله وسلّم ـ یا امام جواد علیه السلام.

[16]. نهج البلاغه، کلمات قصار، کلمه ى 390.

[17]. کافى، ج2، ص82، حدیث 1؛ وسائل الشیعه، ج1، ص94؛ بحارالانوار، ج68، ص218؛ ج84، ص22.

[18]. من لایحضره الفقیه، ج1، ص498، حدیث 1428.

[19]. سوره ى فرقان، آیه ى 2.

[20]. من لایحضره الفقیه، ج1، ص496، حدیث 1425؛ بحارالانوار، ج84، ص21.

[21]. بحارالانوار، ج91، ص148؛ مناجات المحبّین امام سجاد علیه السلام.