ادب حضور - مراقبات ماه رمضان (فصل دوم)

آن چه در ادامه می آید، فصل دوم از جزوه «ادب حضور» است که پیرامون اسرار ماه مبارک رمضان، همراه با توصیه ها، دستورات و مناسک این ماه می باشد.

دانلود متن کامل(Pdf)


دستورات عملی برای بهره‏ گیری بهتر از ماه رمضان

ما باید از ماه‏ های قبل آمادگی ورود به ماه رمضان را در خود ایجاد کنیم، دقیقاً مانند اشخاصی که می‏ خواهند به محضر بزرگی مشرف شوند و از همان مبدأ دلشان مضطرب است، ما هم باید دلهره داشته باشیم که آیا خداوند ما را در این ماه می‏ پذیرد یا نه؟ امام سجاد(ع) در دعای وداع ماه مبارک، بیان مبسوطی در عظمت و مقام این ماه عزیز دارند که گوشه‏ هایی از ارزش ماه رمضان را روشن می‏ کند:

«السَّلامُ‏ عَلَیْکَ‏ یا شَهْرَ اللَّهِ‏ الْأَکْبَرِ، وَ یا عِیدَ أَوْلِیائِهِ الْأَعْظَمِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقاتِ، وَ یا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعاتِ، السَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الآمالُ، وَ یُسِّرَتْ‏فِیهِ الْأَعْمالُ، السَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً، وَ أَفْجَعَ فَقْدُهُ مَفْقُوداً.السَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ أَلِیفٍ‏ آنَسَ مُقْبِلًا فَسُرَّ، وَ أَوْحَشَ مُدْبِراً فَمَضَ‏، السَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ مُجاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلَّتْ فِیهِ الذُّنُوبُ، السَّلامُ عَلَیْکَ مِنْ ناصِرٍ أَعانَ عَلَى الشَّیْطانِ، وَ صاحَبٍ سَهَّلَ سَبِیلَ الإِحْسانِ...[1]»

(درود الهی و به بیان فارسی خداحافظ ای بزرگترین ماه خدا، و ای عظیم ترین عید اولیای الهی، خداحافظ ای کریم‏ ترین هم‏نشین در میان اوقات، و ای بهترین ماه در میان روزها و ساعت‏ ها، خداحافظ ای ماهی که آرزوها در آن نزدیک می‏ شود و اعمال در آن آسان می‏گردد. خداحافظ ای هم‏نشینی که بودنت بسیار ارجمند است و فقدانت جانگدارتزین فقدان‏ هاست. خداحافظ ای دوست صمیمی و هم دمی که با آمدنت مونسم بودی و موجب شادمانیم بودی و با رفتن غم و غصه بر دلم آمد ، خداحافظ ای همسایه‏ ای که قلب‏ها در آن رقیق می‏ گردد و گناهان در آن کاستی می‏ یابد. خداحافظ ای یاور ما در برابر شیطان و ای همراهی که راه نیکی  ها را آسان ساختی...)

لذا برای استفاده‏ ی بهتر از فیوضات ماه رمضان، نکاتی را عرض می‏ کنم:

اول: محاسبه‏ ی گذشته، قبل از ورود به ماه رمضان

مرحوم سید در اقبال با ادلّه‏ ی نقلی و عقلی مختلف ثابت می‏ کنند که گرچه ماه محرم اول سال قمری به لحاظ تقویمی است، ولی این برای عموم مردم و امور جاری زندگی است و برای اولیای الهی، اولین ماه سال رمضان است؛ زیرا علاوه بر روایات مربوطه که صراحت دارد ماه مبارک رمضان اول سال است[2]، شب قدر نیز که شب تعیین سرنوشت انسان است در این ماه واقع شده. لذا با حلول ماه مبارک سال اولیای الهی نو می‏ شود و با محاسبه و مراقبه و عبادت و تهجد و دعا، خود را برای ورود به سال جدید آماده می‏ کنند و چنین آمادگی تنها در ظرف ماه رمضان تحصیل می‏ شود.

به دور لاله، قدح گیر و بى‏ریا مى باش                            به بوى گل، نَفَسى همدمِ صبا مى باش‏

نگویمت که همه ساله مِی‏ پرستى کن                          سه ماه مِى خور و نه ماه پارسا می‏باش‏

بنابراین همان طور که ما در ابتدای ورود به سال جدید در کسب و کار و امور مالی خود محاسبه‏ ی دقیقی می‏ کنیم، قبل از ماه رمضان نیز که آغاز سال جدید سلوکی است، لازم است محاسبه‏ ی دقیقی در امور خود داشته باشیم و نقاط کور و تاریک زندگی خود را قبل از آن‏که به ما ارائه کنند و راهی برای جبران نداشته باشیم و تنها حسرت بر فرصت‏ های از دست رفته بخوریم، خود پیدا کنیم، و در ماه مبارک رمضان جبران ما فات نماییم.

دستور عملی توبه

لذا توصیه‏ ی بنده آنست که در آخرین روز جمعه‏ ی ماه شعبان (که بهترین زمان در ایام هفته است)، محاسبه‏ ی دقیقی از سال گذشته داشته باشیم و به تمام گناهان خود رسیدگی نموده و از تک‏ تک آن‏ها توبه کنیم. استاد می‏ فرمود بدون محاسبة النفس نباید استغفار کرد، زیرا تا انسان به جزئیات کوتاهی‏ ها و نقطه‏ های سیاه زندگی خود متوجه نباشد، امکان جبران آن‏چه گذشته و تصمیم بر عدم تکرار آن در آینده میسر نخواهد بود. چنان‏که امام هشتم(ع) می‏ فرمایند که توبه بدون پشیمانی از گذشته و تصمیم جدی بر عدم تکرار گناه، به منزله‏ ی مسخره کردن پروردگار است: «عَنِ الرِّضَا(ع) قَالَ: مَثَلُ الإِسْتِغْفَارِ مَثَلُ وَرَقٍ عَلَى شَجَرَةٍ تُحَرَّکُ فَیَتَنَاثَرُ وَ الْمُسْتَغْفِرُ مِنْ‏ ذَنْبٍ‏ وَ یَفْعَلُهُ‏ کَالْمُسْتَهْزِئِ بِرَبِّهِ»[3] (استغفار مانند برگی بر درخت است که تکان داده می شود و برگ های خشک آن فرو می ریزد، پس کسی که از گناهی استغفار می‏ کند و باز مرتکب آن می‏ شود مانند کسی است که پروردگارش را مسخره می‏ کند.)، و چنین استغفاری نتیجه‏ ی عملی در طهارت نفس هم نخواهد داشت.[4] لذا لازم است تا زمانی را به محاسبه‏ ی نفس اختصاص دهیم و یکایک اعمال و گناهانمان را به یاد آوریم. امیر المؤمنین حضرت علی(ع) برای توبه‏ ی کامل شش مرتبه را ذکر کرده‏ اند که در میان علمای اخلاق نیز همین دستور برای توبه ذکر شده است:

اول، پشیمانی جدی نسبت به گذشته است. در محاسبه‏ ی گذشته می‏ باید بر جزئیات اعمال سال قبل و خصوصاً خطاهای دانه درشتی که تکرار می‏ شود و نفس به آن‎ها عادت کرده مروری شود و انسان ابراز پشیمانی و شرمساری نسبت به آن‏ها داشته باشد.

دوم، تصمیم جدی بر عدم تکرار گناهان است. لذا انسان باید احکام دینی خود را بشناسد تا متوجه مرز میان حلال و حرام باشد و بتواند بنا بر عدم تکرار آن‏ها بگذارد، و الا چه بسیار گناهانی که نادانسته عمری از کسی سر می‏زند و چون او در پی یاد گرفتن آن‏ها نرفته، جاهل مقصر محسوب می‏ شود و زمانی متوجه تقصیر خویش می‏ گردد که شب اول قبرش فرارسیده و کاری جز پشت دست گزیدن از او بر نمی‏ آید و تنها <یا حَسْرَتى‏ عَلَى ما فَرَّطْتُ فی‏ جَنْبِ اللَّه>[5] (ای افسوس و تأسف بر من از آن ستم‏ ها که به درگاه خدا روا داشتم‏) می‏ گوید.

سوم، اصلاح و جبران مافات است؛ به این ترتیب که اگر حق الناس آبرویی بر ذمه دارد، بنا بر فتوای مرجع خود جبران نماید و اگر حق الناس مالی بر عهده دارد، تصمیم جدی بر ادای آن بگیرد و اگر ادای یک‏باره‏ ی آن در توان او نیست، یادداشت نماید تا به تدریج در زمان حیاتش بپردازد یا وصیت کند تا بعد از مرگ ادا نمایند. در روایت نبوی(ص) است که: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَیَّ أَنْ یَا أَخَا الْمُرْسَلِینَ، یَا أَخَا الْمُنْذِرِینَ، أَنْذِرْ قَوْمَ کَ‏لَا یَدْخُلُوا بَیْتاً مِنْ بُیُوتِی وَ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِی عِنْدَ أَحَدٍ مِنْهُمْ مَظْلِمَةٌ، فَإِنِّی أَلْعَنُهُ مَا دَامَ قَائِماً یُصَلِّی بَیْنَ یَدَیَّ حَتَّى یَرُدَّ تِلْکَ الظُّلَامَةَ إِلَى أَهْلِهَا.[6]» (خداوند به من وحی فرمود که ای برادر پیامبران، ای برادر بیم‏ دهندگان، قومت را بیم ده به خانه‏ ای از خانه‏ های من وارد نشوند در حالی که مظلمه ی برادر ایمانی را بر گردن دارند ،زیرا هر مقدار در برابرم نماز می‏ خواند، لعنتش می‏ کنم، تا زمانی که آن مظلمه را ادا نماید.)

چهارم، ادای حق الله است که باید هر چه زودتر ادا نماید؛ مثلاً نماز یا روزه‏ ی قضا و امور دیگری از این قبیل را به‏ جا آورد و اگر آن‏ها هم زیاد است، جایی بنویسد و همین که بنای بر ادا بگذارد کافی است تا به تدریج انجام دهد.

پنجم، پاک کردن مال خود از حرام است. در روایات متعددی این مضمون وارد است که عبادت با مال حرام مانند نقش کشیدن بر خاک نرم است.[7] در حدیث قدسی است که: «فَمِنْکَ الدُّعَاءُ وَ عَلَیَّ‏ الْإِجَابَةُ،فَلَا تَحْتَجِبُ عَنِّی دَعْوَةٌ إِلَّا دَعْوَةَ آکِلِ الْحَرَامِ.[8]» (از تو دعا و از من اجابت دعا، پس هیچ دعایی از من محجوب نمی‏ ماند مگر دعای شخص حرام‏ خوار.)

ششم، تمرین دادن نفس با عبادت و مراقبه است. انسان تائب نباید عادت به هرزه‏ گردی در حیطه‏ ی گناه داشته باشد. و البته در آستانه‏ ی ماه مبارک رمضان که ماه عبادت و روزه (خصوصاً در این روزهای گرم) است، شرایط برای این مرحله فراهم است.

بیار باده که رنگین کنیم جامه‏ ی دلق         که مست جام غروریم و نام هشیاری است

نبسته‏ اند در توبه حالیا برخیز                    که توبه‏ ی وقت گل از عاشقی ز بیکاری است

بعد از انجام مراحل بالا، قبل از ورود به ماه رمضان غسل و نماز توبه را به همان کیفیتی که در مفاتیح (در اعمال یکشنبه‏ ی ماه ذی‏قعده) آمده به‏ جا آورد[9] و بدین ترتیب پاک و مطهر به ماه رمضان وارد شود.

دوم: قرار دادن خود در حمایت یکی از اولیای الهی

مرحوم سید در اقبال نکته ای را در آغاز ماه رمضان بیان می‏ کنند که مورد توجه علمای بعد از ایشان، از جمله جمال السالکین در «المراقبات» قرار گرفته که خلاصه‏ ی آن چنین است:

از آن‏جا که ماه مبارک رمضان برای اولیاء، اول سال سلوکی محسوب می‏ شود، و چون هر روز از عمر آدمی بخشی از سفر او به سوی آخرت است، بنابراین سالک باید در ابتدای اولین ماه سال خود را برای سفر دوازده ماهه‏ ی پیش رو آماده کند. حال از یک سو هر مسافری نیازمند رفیق راه و نیز راهنما و حامی و محافظی امین و قوی است، و از سوی دیگر سنّت بزرگان این بود که هر گاه میهمانی را در کَنَف حمایت خود می‏ پذیرفتند، تا زمانی که او در حریم ایشان قرار داشت، به عنوان عضوی از افراد خانواده‏ ی خود محسوبش می‏ کردند و تا پای جان در حمایت از او می‏ کوشیدند، حتی اگر آن میهمان عاصی یا حتی کافر بود.[10] لذا بسیار سفارش شده که سالک در همان ابتدای ماه مبارک خود را در امان یکی از اولیای الهی قرار دهد. اهل بیت عصمت و طهارت(عهم) اصل و خانه‏ ی جود و کرامتند و اگر ما را به میهمانی پذیرفتند، ان شاء الله تا پایان سال از شرّ شیاطین انسی و جنّی در امان نگه خواهند داشت. و البته میهمان نیز باید حریم صاحب خانه را حفظ کند و در حد خود نیز هدیه‏ ای برای صاحب خانه ببرد. این هدیه می‏ تواند تعهدی عملی برای سال پیش رو و در حد بضاعت خود برای مولی باشد و به درگاه ایشان تقدیم شود.

سوم: کم کردن اشتغالات دنیوی

به طور کلی پرداختن به اشتغالات دنیوی در ماه رمضان کراهت دارد. البته بنده نمی‏ گویم تمام کارهایتان را تعطیل کنید، بلکه توصیه می‏ کنم مقداری از اشتغالاتتان را کاهش دهید. انسان در ماه میهمانی خدا باید همه‏ ی فکر و ذکرش به صاحب خانه باشد. از شب‏ های این ماه استفاده کنید. در این شب‏ های کوتاه تابستان، اگر بخواهید مثلاً دو ساعت مانده به اذان صبح بیدار شوید، لازم است روزها استراحت کنید و به خودتان فشار نیاورید. بیدار شدنی که همراه چرت و کسالت باشد، بهره را کم می‏ کند.

چهارم: کناره گیری از اهل دنیا

از دیگر اموری که رعایت آن لازم است، دستور به عزلت عام است. این دستور در درجه‏ ی اول کناره‏ گیری از اهل گناه را شامل می‏ شود و در درجه‏ ی دوم کناره‏ گیری از اهل دنیاست؛ زیرا همه‏ ی همّ و غمّ آنان حرص بیشتر برای دنیا است و کاری به حلال و حرام آن ندارند، در نتیجه مصاحبت با آن‏ها انسان را از خدا و آخرت دور می‏ کند. در روایت است که حضرت عیسی(ع) بر قریه‏ ای عبور کردند که عذاب آن‏ها را نابود کرده بود. ایشان از خداوند درخواست نمودند که یکی از آن‏ها زنده شود و علت نزول عذاب را بیان نماید. به حضرتش خطاب شد که در نیمه‏ های شب بر بلندی قرار گیرد و آنان را صدا بزنند. حضرت عیسی(ع) چنین کردند، ناگهان یکی از آنان پاسخ داد که ای نبی خدا چه می‏ فرمایید؟ ایشان پرسید: شما را چه شد که به عذاب گرفتار شدید؟ پاسخ داد:«عِبَادَةُ الطَّاغُوتِ وَ حُبُّ الدُّنْیَا مَعَ خَوْفٍ قَلِیلٍ وَ أَمَلٍ بَعِیدٍ وَ غَفْلَةٍ فِی لَهْوٍ وَ لَعِبٍ.» (عبادت طاغوت و دوستی دنیا و آرزوهای طولانی و غفلت در سرگرمی و بازی) سپس حضرت پرسید: چگونه طاغوت را عبادت می‏ کردید؟ گفت: اطاعت از اعمال زشت آن‏ها می‏ کردیم. سپس در ادامه‏ ی روایت آمده است که حضرت عیسی(ع) پرسید: «کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِکُمْ؟ قَالَ: بِتْنَا فِی‏ عَافِیَةٍ وَ أَصْبَحْنَا فِی الْهَاوِیَةِ. فَقَالَ(ع): وَ مَا الْهَاوِیَةُ؟ قَالَ: سِجِّینٌ. قَالَ(ع): وَ مَا سِجِّینٌ؟ قَالَ: جِبَالٌ مِنْ جَمْرٍ تُوقَدُ عَلَیْنَا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ.» (سرانجام کارتان به کجا رسید؟ گفت: شب در عافیت خوابیدیم و صبح در هاویه بیدار شدیم! حضرت پرسید: هاویه چیست؟ گفت: سجین. حضرت فرمود: و سجین چیست؟ گفت: کوه‏ هایی از آتش جهنم که تا روز قیامت بر سر ما شعله ور است.) حضرت در پایان از آن فرد پرسید: چه شد که در میان این جمع تنها به تو اجازه داده شد که با من سخن بگویی؟ گفت: یَا رُوحَ اللَّهِ، إِنَّهُمْ مُلْجَمُونَ بِلُجُمٍ مِنْ نَارٍ بِأَیْدِی مَلَائِکَةٍ غِلَاظٍ شِدَادٍ وَ إِنِّی کُنْتُ فِیهِمْ وَ لَمْ أَکُنْ مِنْهُمْ، فَلَمَّا نَزَلَ الْعَذَابُ عَمَّنِی مَعَهُمْ فَأَنَا مُعَلَّقٌ بِشَعْرَةٍ عَلَى شَفِیرِ جَهَنَّمَ لَا أَدْرِی أُکَبْکَبُ فِیهَا أَمْ أَنْجُو مِنْهَا![11]» (ای روح الله، آنها به دست ملائکه تندخو و سختگیر بر دهان هاشان لگام زده شده است و من در میان آنها بودم در حالی که با اعمالشان شریک نبودم (ولی امر به معروف و نهی از منکر نمی کردم) . پس وقتی عذاب نازل شد، مرا نیز همراه آنها فرا گرفت. پس من روی حفره جهنم به مویی آویزان هستم و نمی دانم آیا به رو در جهنم خواهم افتاد یا نجات می‏ یابم.)

روح لطیف با نَفَس مسموم زود آلوده می‏ شود، لذا حتی یک گفتگوی کوتاه با اهل گناه، برای سالک کدورت می‌ آورد. شب‏ نشینی‏ ها و مهمانی‏ های افطاری گاهی زمینه‏ ساز بسیاری از کدورت‏ هاست، پس مراقب باشید که در این جمع‏ ها با شنیدن و گفتن غیبت و تهمت و یا حرف‏های لغو، قلب خود را مکدّر نکنید. در ارتباط با دیگران حریم را نگه دارید و اگر دیدید حرف‏ها دارد به سمت گناه کشیده می‏ شود، مطلب را عوض کنید.

دستور به عزلت خاص به معنای کناره‏ گیری از افرادی است که انس با آن‏ها قلب را می‏ میراند.

رسول خدا(ص) چهار امر را موجب مردن قلب بیان می‏ دارند: اولین آن‏ها گناه مکرر است، دومی شوخی و مزاح با زن نامحرم، و درباره‏ ی دو تای دیگر می‏ فرمایند: «مُمَارَاةُ الْأَحْمَقِ تَقُولُ وَ یَقُولُ وَ لَا یَرْجِعُ إِلَى خَیْرٍ أَبَداً وَ مُجَالَسَةُ الْمَوْتَى. فَقِیلَ لَهُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ(ص) وَ مَا الْمَوْتَى؟ قَالَ: کُلُّ غَنِیٍّ مُتْرَفٍ[12].» (بگومگو و مجادله با شخص نادان که پیوسته تو چیزی بگویی و او چیزی بگوید و به سرانجام نیکی نرسد و همنشینی با مردگان. پس سوال شد که یا رسول الله مردگان کیانند؟ فرمود: هر ثروتمند خوشگذران.)

پنجم- اهتمام بیش از پیش به نمازهای یومیّه

در میان دستورات سلوکی هیچ عملی برای سالک مقرِّب‏تر از نماز نیست. به همین دلیل است که در بیانات اولیای الهی نیز نماز بالاترین عبادت محسوب می‏ شود که هم نردبان قرب سالک تا عالی‏ ترین مراتب است و هم میزان اعمال و اعتقادات او محسوب می‏گردد؛ چنان‏که معاویة بن وهب می‏ گوید: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ أَفْضَلِ مَا یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى رَبِّهِمْ وَ أَحَبِّ ذَلِکَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا هُوَ؟ فَقَالَ: مَا أَعْلَمُ‏ شَیْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاة...» (از امام صادق(ع) از افضل اعمال که بندگان را به پروردگارشان نزدیک می‏ سازد و محبوب ترین کارها نزد خداوند سوال کردم، فرمود: بعد از معرفت، چیزی ارزشمندتر از نماز نمی‏ شناسم.)در ماه مبارک همه‏ ی شرایط برای انجام این بهترین عبادت فراهم است و لذا قبل از هر عمل مستحبی، بیشترین توصیه به اصلاح امر نماز شده است؛ تا به آن‏جا که وقتی از مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی درباره‏ ی اسّ مطالب سلوکی ایشان سؤال شد، فرموده بودند که ما چیزی جز اهتمام به نماز نداریم. مراد از این سخن نه آن است که سالک نباید عمل دیگری انجام دهد، بلکه جلوه‏ ی همه‏ ی اعمال قربی باید در خضوع و خشوع نماز ظاهر شود.

در میان نمازهای یومیه اهتمام خاصی به نماز ظهر شده، زیرا اولین نمازی که بر رسول خدا(ص) تشریع شد نماز وسطی یعنی ظهر بود و در روایات متعدد است که در این هنگام درهای بهشت باز و دعا مقبول است.[13] از همین رو در ماه رمضان مناسب است که اولا نماز ظهر به جماعت و اول وقت خوانده شود و اگر مقدور بود نوافل آن به‏ جا آورده شود.

نافله‏ ی شب

در ماه مبارک رمضان، عموم مؤمنین برای خوردن سحری قبل از اذان صبح برمی‏ خیزند و محروم در این ماه عزیز کسی است که علی‏رغم وجود همه‏ ی زمینه‏ های انجام نماز شب، و با وجود اهتمام فراوانی که بر آن شده، از انجام آن محروم بماند. در میان دستورات سلوکی، نماز شب نازل‏ منزله‏ی فرائض است و همان طور که اگر مسلمانی نماز واجب خود را ترک کند در واقع از ملت اسلام خارج است، در میان دستورات سلوکی نیز اگر کسی تارک نماز شب باشد، سفر سلوکی او منقطع است، حتی اگر در سایر دستورات کوشش نماید؛ چنان‏که امام عسکری(ع) می‏ فرمایند: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یُدْرَکُ‏ إِلَّا بِامْتِطَاءِ اللَّیْلِ‏.[14]» (رسیدن به خداوند سفری که جز با مرکب قرار دادن ‏بیداری شب و احیای آن درک نمی‏ شود.) «مطیه» به معنای مرکب سواری است؛ پس بنا بر این روایت، سالک بدون نماز شب مانند مسافری است که بدون مرکب بخواهد سفری طولانی را طی کند.

در سحرهای ماه مبارک همه‏ ی فضائل یک‏ جا جمعند؛ زیرا هم فضیلت دعا و عبادت در ثلث پایانی شب را دارد که رسول خدا(ص) می‏ فرمایند: خداوند در ثلث پایانی شب تا طلوع فجر ندا می‏ دهد: «هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ؟ أَمْ هَلْ‏ مِنْ‏ دَاعٍ‏ فَأُجِیبَهُ؟‏ أَمْ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ؟ أَمْ هَلْ مِنْ رَاجٍ فَأُبَلِّغَهُ رَجَاهُ؟ أَمْ هَلْ مِنْ مُؤَمِّلٍ فَأُبَلِّغَهُ أَمَلَه؟» (آیا درخواست کننده‏ ای هست که حاجتش را بدهم؟ آیا استغفار کننده‏ ای هست که او را بیامرزم؟ آیا امیدواری هست که او را به امیدش برسانم؟ و آیا آرزومندی هست که او را به آرزویش برسانم؟) و هم از برکات خاص الخاص ماه مبارک که جلوه‏ ی تام آن در سحرهای این ماه است بهره می‏ برد، و لذا این ندا در ماه مبارک رمضان مضاعف می‏ شود و قرین قطعی اجابت قرار می‏ گیرد و لذا باید از این همه برکت در ماه مبارک حداکثر استفاده را برد.

به کسانی که در شب‏ های ماه رمضان نمی‏ خوابند توصیه می‏ شود که نماز شب را به کیفیتی که رسول خدا(ص) انجام می‏ دادند به‏ جا آورند؛ یعنی چهار رکعت از نماز شب را بعد از نیمه‏ شب بخوانند و در اول ثلث پایانی شب چهار رکعت بعدی را به‏ جا آورند و سپس سجده‏ ای نسبتاً طولانی به مدت تقریباً نیم ساعت داشته باشند، که اقرب حالات عبد در ارتباط با پروردگار، حال سجده است،[15] و در آن حال برای خود و دیگران دعا کند و اذکار مناسبی را که وارد شده بخوانند، سپس برای نمازهای شفع و وتر برخیزند، و بعد از نماز شب سحری میل کنند. کسانی که شب را استراحت می‏ کنند نیز برنامه‏ ی خود را طوری تنظیم نمایند که زمان نافله‏ ی شب آن‏ها قبل از تناول سحری باشد.

نکته‏ ی بعدی آن‏که بهتر است دعاهای سحر (از جمله دعای مباهله) در قنوت نماز وتر خوانده شود و بعد سایر ادعیه را بخوانند. جزئیات کیفیت ادای نماز شب در کتاب آداب المریدین آمده است.

ششم: رسیدگی به برادران ایمانی

هرچند ماه رمضان ماه عبادت است، ولی با توجه به آن‏که برآوردن حوایج مؤمنین از بالاترین عبادات محسوب می‏ شود، در این ماه مناسب است اهتمام بیشتری به این امر شود. و در اهمیت این امر تنها به ذکر روایتی اکتفا می‏ کنیم: «مَنْ مَشَى فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ یَطْلُبُ بِذَلِکَ مَا عِنْدَ اللَّهِ حَتَّى تُقْضَى لَهُ،‏ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِذَلِکَ مِثْلَ أَجْرِ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَتَیْنِ‏ وَ صَوْمِ شَهْرَیْنِ مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُمِ وَ اعْتِکَافِهِمَا فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، وَ مَنْ مَشَى فِیهَا بِنِیَّةٍ وَ لَمْ تُقْضَ، کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِذَلِکَ مِثْلَ حَجَّةٍ مَبْرُورَةٍ، فَارْغَبُوا فِی الْخَیْرِ.»[16] (کسی که برای برآوردن حاجتی از برادر مؤمنش به راه افتد تا آن را به نتیجه برساند، خداوند به واسطه ی این عمل ثواب یک حج و یک عمره ی مقبول و روزه ی دو ماه از ماه های حرام و نیز اعتکاف در این ایام در مسجد الحرام را برای او می نویسد، و نیز اگر در قضای حاجت او حرکت کند و به نتیجه نرسد خداوند ثواب یک حج مقبول را در نامه ی عمل او می نویسد پس در انجام خیرات بکوشید.)

هفتم: زیارت اهل قبور

مانع اصلی سیر سالک، تعلق به دنیا است. خداوند درباره‏ ی بلعم باعور که از علمای بنی‏ اسرائیل و صاحب برخی کرامات بود، می‏ فرماید که ما زمینه‏ ی رفعت و بلندی را برای او فراهم کردیم، ولی خود با تعلق به دنیا و چنگ زدن به زخارف بی‏ ارزش دنیا، خود را از سیر باز داشت و به قهقرای ظلمت دنیا طلبی سقوط کرد.[17]

مباش بى‏ مى و مطرب به زیرِ چرخِ کبود                            کز این ترانه، غم از دل به در توانى کرد

به عزمِ مرحله‏ ی عشق، پیش نِهْ قدمى‏                              که سودها برى ار این سفر توانى کرد

تو کز سراى‏ طبیعت‏ نمى‏روى بیرون‏                                 کجا به کوى حقیقت گذر توانى کرد

جمال یار ندارد نقاب و پرده، ولى‏                                   غبارِ رَهْ بنشان تا نظر توانى کرد

رفتن به زیارت اهل قبور از چند جهت خاصیت دارد: اولاً یاد مرگ و بی‏ ارزشی دنیا را در انسان زنده می‏ کند و تعلقات را کم می‏ کند، دوم آن‏که انسان به دیدار رفتگان از اقوام و گذشتگان خود می‏ رود و با فاتحه و دعا برای آنان طلب مغفرت می‏ کند و آنان نیز در حق او دعا می‏ کنند و این توفیقات انسان را در این ماه چند برابر می‏ نماید.

 سعی کنید اگر در سایر اوقات، هفته‌ای یک بار به قبرستان می‏ روید، در این ماه بیشتر باشد. مرحوم استاد به نقل از مرحوم علامه‏ ی طباطبایی می‏ فرمودند که در ایام ماه مبارک رمضان باید هر روز به زیارت اهل قبور رفت و اگر به تنهایی بروید بهتر است. توجه کنید که برای این منظور قبرستان‏ های مخروبه و خلوت بهتر است. پیامبر خدا(ص) خطاب به اباذر فرمودند: «یَا أَبَا ذَرٍّ، إِذَا رَأَیْتَ أَخَاکَ قَدْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا فَاسْتَمِعْ مِنْهُ، فَإِنَّهُ یُلْقِی إِلَیْکَ الْحِکْمَةَ. فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، مَنْ أَزْهَدُ النَّاسِ؟ قَالَ: مَنْ لَمْ یَنْسَ الْمَقَابِرَ وَ الْبِلَى‏.»یعنی ای اباذر، هنگامی که برادر مؤمنت را دیدی که زاهد است، بدان صاحب حکمت است و سخنان و پندهای او را بشنو. اباذر عرضه داشت که زاهد کیست؟ رسول خدا(ص) فرمود: آن کس که زیارت اهل قبور و نیز انس با اماکن مخروبه که عبرت گذشتگان است را رها نمی‏ کند؛ زیرا رفتن به قبرستان برای این است که انسان به یاد مرگ و قیامت و عقبات آن بیفتد و از دنیا و لذت‏های دنیوی کنده شود و این امر در قبرستان‏ های مخروبه و خلوت بهتر محقق می‏ شود. در تهران زیارت قبرستان‏ هایی مثل ابن‏ بابویه یا امام‏زاده عبدالله در شهر ری توصیه می‏ شود، زیرا هم متروکه است و هم بسیاری از صلحا و علما در آن دفن هستند؛ خصوصاً زیارت جناب شیخ صدوق و حضرت عبد العظیم بر ارزش آن می‏ افزاید.

هشتم: قرائت منظم قرآن

در ابتدا عرض کنم که انس با قرآن نگین زندگی هر مؤمنی است زیرا مکالمه ی مستقیم با پروردگار است و توشه برداری از سفره ی گسترده ی الهی است که خداوند به برکت رسول اکرم برای امت اسلام گسترده است چنانکه فرمودند: (إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ‏ مَأْدُبَةُ اللَّهِ تَعَالَى فَتَعَلَّمُوا مِنْ مَأْدُبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَإِنَّهُ النُّورُ الْمُبِینُ وَ الشِّفَاءُ النَّافِعُ تَعَلَّمُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ یُشَرِّفُکُمْ بِتَعَلُّمِه‏[18]) (این قرآن سفره ی گسترده ی الهی پیش روی شما است پس تا زنده هستید از این سفره ی گسترده ای الهی بهره ببرید زیرا که قرآن نور آشکار کننده و شفا دهنده ی نافع است پس آن را فراگیرید که خداوند شما امت اسلام را بواسطه ی فراگیری قرآن شرافت بخشد) مأدبه به معنای سفره ی رنگین غذایی است که برای میهمان می اندازند و صاحب خانه به اندازه ی وسع و کرمش هر آنچه دارد میهمان را به آن پذیرایی می کند، ماه رمضان ماه میهمانی پروردگار و بهار انس با قرآن است و در حقیقت بهار انس با محبوب در قالب دعا و تلاوت آیات الهی است. 

اگر کسی شرایط محفل انس را تدارک کند، آن‏چنان از این محفل لذت می‏برد که هیچ حالی را بر آن ترجیح نمی‏ دهد. در مصباح الشریعه در باب تلاوت قرآن می‏ فرماید: «فَقَارِئُ الْقُرْآنِ مُحْتَاجٌ إِلَى ثَلَاثَةِ أَشْیَاءَ: قَلْبٍ خَاشِعٍ وَ بَدَنٍ فَارِغٍ وَ مَوْضِعٍ خَالٍ...» (پس قاری قرآن نیازمند سه چیز است: قلب خاشع، بدن آسوده و مکانی خلوت...) و بعد از توضیح دلیل این سه شرط، ادامه می‏ دهد که اگر کسی این سه شرط را در هنگام تلاوت آیات الهی فراهم کرد، روحش با کلام الهی مأنوس می‏ گردد: «اسْتَأْنَسَ رُوحُهُ وَ سِرُّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ مُخَاطَبَاتِ اللَّهِ تَعَالَى عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَهُ الصَّالِحِینَ وَ عَلِمَ لُطْفَهُ بِهِمْ وَ مَقَامَ اخْتِصَاصِهِ لَهُمْ بِفُنُونِ کَرَامَاتِهِ وَ بَدَائِعِ إِشَارَاتِهِ.» (روح و سرش مأنوس با خداوند می شود و شیرینی خطاب های الهی با بندگان صالحش را می یابد و بر لطف خاص خداوند بر چنین بندگان آگاه می گردد و نیز بر مقام اختصاصی که خداوند با ظرائف کراماتش و اشارات لطیفش برای آنان مقرر داشته آگاه می گردد) و به این ترتیب کسی که جرعه‏ ای از این شراب طهور بیاشامد، هرگز حاضر نیست چنین حال خوشی را با حالات دیگر عوض کند: «فَإِنْ شَرِبَ کَأْساً مِنْ هَذَا الْمَشْرَبِ لَا یَخْتَارُ عَلَى‏ ذَلِکَ‏ الْحَالِ‏ حَالًا وَ عَلَى ذَلِکَ الْوَقْتِ وَقْتاً بَلْ یُؤْثِرُهُ عَلَى کُلِّ طَاعَةٍ وَ عِبَادَةٍ، لِأَنَّ فِیهِ الْمُنَاجَاةَ مَعَ الرَّبِّ بِلَا وَاسِطَة.» (پس اگر از این شراب به اندازه ی لیوانی بنوشد هرگز بر شیرینی آن حال هیچ حال دیگری را انتخاب نمی کند و هیچ زمانی را بر ان بر نمی گزیند بلکه مقام انس و تلاوت آیات الهی را بر همه ی عبادت ها و اطاعت ها ترجیح می دهد زیرا این حال مناجات مستقیم با پروردگارش بدون هیچ واسطه ای است.) در این باره کافی است به بیان امام صادق(ع) درباره‏ ی قرآن توجه شود: «لَقَدْ تَجَلَّى‏ اللَّهُ‏ لِخَلْقِهِ‏ فِی کَلَامِهِ وَ لَکِنَّهُم لَا یُبْصِرُون‏.»[19] (به راستی که خداوند در کلامش بر مخلوقات خود تجلی نموده است، اما آنها او را نمی‏ بینند)

در کم و کیف تلاوت قرآن در ماه رمضان، مسلم آنست که نباید روزانه کمتر از یک جزء باشد تا بتوان طی ماه مبارک به یک ختم کامل نائل آمد. ولی اصل در تلاوت حضور قلب است و لذا زمان و مکان تلاوت را باید طوری تنظیم کرد که بیشترین بهره برده شود.

در مورد میزان قرائت قرآن در ماه رمضان نسبت به ماه‏ های دیگر، روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که نشان‏ دهنده‏ ی اهمیت کیفیت قرائت قرآن است: «سَأَلَ أَبُو بَصِیرٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) -وَ أَنَا حَاضِرٌ- فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِی لَیلَةٍ؟ فَقَالَ: لَا، فَقَالَ: فِی لَیلَتَینِ؟ فَقَالَ: لَا، حَتّى‏ بَلَغَ سِتَّ لَیالٍ، فَأَشَارَ بِیدِهِ، فَقَالَ(ع): هَا.» (ابو بصیر از امام صادق ع سؤال می کند: فدایت شوم، آیا قرآن را در یک شب تمام کنم؟ امام فرمودند: نه، پس پرسید در دو شب چطور؟ امام فرمود نه، و سائل ادامه داد تا هر شش شب یکبار حضرت با دست جواب مثبت دادند) از این بیان حضرت معلوم می‏ شود اصل در تلاوت آیات الهی، تدبر در قرآن و اهتمام به فهم آیات است نه کثرت ختم قرآن؛ چنان‏که خداوند می‏ فرماید: <أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفالُها>.[20] (چرا در قرآن تدبر نمى‏ کنند، آیا بر دل هایشان قفل زده شده است؟) اما در ماه رمضان که شرایط برای فهم آیات فراهم‏ تر است، باید بیشترین بهره را برد و لذا امام(ع) در ادامه‏ ی بیان خود می‏ فرمایند: «ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع): یا أَبَا مُحَمَّدٍ، إِنَّ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ(ص) کَانَ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِی شَهْرٍ وَ أَقَلَّ؛ إِنَّ الْقُرْآنَ لَا یُقْرَأُ هَذْرَمَةً، وَ لَکِنْ یُرَتَّلُ تَرْتِیلًا، إِذَا مَرَرْتَ بِآیةٍ فِیهَا ذِکْرُ النَّارِ، وَقَفْتَ عِنْدَهَا، وَ تَعَوَّذْتَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ.» هذرمه در لغت یعنی تند تند و بریده بریده چیزی را گفتن و امام توصیه به ترتیل در قرآن و با تدبر خواندن قرآن می کنند.

نهم: شب زنده داری و دعا و مناجات

همان طور که ماه رمضان بهار قرآن است، بهار دعا و مناجات با خداوند نیز هست. در این رابطه نیز چند نکته را عرض می‏ کنم:

اولاً، ارزش دعا برای مؤمن تا به آن‏جا است که خداوند ارزش افراد را به دعای آن‏ها می‏ داند و می‏ فرماید: <قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ>.[21] (بگو اگر عبادتتان نباشد پروردگار من اعتنایى به شما ندارد) از سوی دیگر، می‏ دانیم که حضرات ائمه‏ ی هدی(ع) در مکالماتشان با مردم عادی به اندازه‏ ی فکر مخاطبین سخن می‏ گفتند، ولی در ادعیه‏ ی رسیده از ایشان، چون مخاطب خداوند است، حق مطلب را در بیان معارف ذکر می‏ کردند. از آن‏جا که مقام ولایت عِدل قرآن است، در میان بزرگان ما مشهور شده که اگر قران کتاب نازل الهی است، دعا نیز قرآن صاعد خداوند است و معارف آن تبیان آیات الهی است.

ثانیاً، هرچند دعا در درگاه خداوند همیشه مسموع است و اگر مؤمن با قلب پاکیزه به درگاه الهی راز و نیاز کند مستجاب است، ولی اولیای الهی(ع) برخی شرایط زمانی و مکانی را برای دعا ذکر فرموده‏ اند که بر سرعت استجابت دعا مؤثر است و ماه مبارک رمضان از بهترین اوقات آن است؛ زیرا اگر خداوند در سایر ماه‏ ها در ثلث پایانی شب خطاب می‏ نماید که: «هَلْ‏ مِنْ‏ دَاعٍ‏ فَأُجِیبَهُ‏؟ أَمْ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَه؟...»،اما در ماه رجب این خطاب در سراسر شب‏ های آن از ملکوت عالم برای انسان‏ ها بلند است و در ماه مبارک رمضان، این فراخوان الهی در همه‏ ی اوقات شبانه روز می‏ باشد و درهای رحمت الهی برای اجابت دعا همواره باز است؛ چنان‏که از خطبه‏ ی رسول خدا(ص) در آغاز ماه مبارک رمضان این مطلب روشن است.

ثالثاً، دعاهای این ماه فراوان است که در موسوعه‏ های دعایی مانند اقبال و مصباح المتهجد ذکر شده. اما در میان ادعیه‏ ی این ماه، مشایخ قوم به چند دعا عنایت ویژه داشته‏ اند؛ از جمله دعای افتتاح در شب‏ها و دعای امام سجاد(ع) معروف به دعای ابوحمزه‏ ی ثمالی در سحرها. همچنین مرحوم استاد به نقل از مرحوم علامه بر دعای مباهله تأکید می‏ نمودند و می‏ فرمودند که مناسب است این دعا در همه‏ ی سحرهای ماه مبارک خوانده شود، و اگر در قنوت نماز وتر و قبل از سایر دعاها خوانده شود بهتر است، زیرا در آن قسم به اسمائی است که قرین استجابت است.

امام باقر(ع) در ارزش این دعا می‏ فرمایند که اگر قسم بخورم که اسم اعظم الهی در آن پیچیده است کلام حقی است و اگر مردم به ارزش این دعا آگاه بودند، برای یادگیری آن با شمشیر از هم سبقت می‏ گرفتند: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ...‏[22]» و البته استاد می‏ فرمود که در این دعا از دو جهت می‏ توان به درگاه الهی مسئلت برد: اول آن‏که خداوند را به این اسماء قسم بدهیم و سپس دعاهای خود را بیان نماییم؛ چنان‏که از ظاهر دعا نیز این مطلب برمی‏ آید، و دوم آن‏که از درگاه الهی تلبس در تحت همین اسماء را درخواست نماییم.

رابعا، سفارش شده که در دعا دیگران را بر خود مقدم بدارد که هزاران برابر آن درباره‏ ی خودش مستجاب می‏ شود.[23]

دهم: کنترل جوارح

همان طور که شعبان ماه حضور در محضر رسول خدا(ص) است، ماه مبارک رمضان ماه حضور در محضر حق است و اصلی‏ ترین مراقبه در این ماه حفظ ادب حضور است. از روایات فراوان باب برمی‏ آید که شرط اصلی ادب حضور در این ماه، کنترل همه‏ ی جوارح از گناه است و روزه‏ ی شکم ابتدایی‏ ترین جزء از این ادب محسوب می‏ شود؛ چنان‏که امام صادق(ع) می‏ فرمایند: «إِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُکَ وَ بَصَرُکَ وَ شَعْرُکَ وَ جِلْدُکَ وَ عَدَّدَ أَشْیَاءَ غَیْرَ هَذَا وَ قَالَ(ع): لَا یَکُونُ یَوْمُ صَوْمِکَ کَیَوْمِ فِطْرِکَ.»[24](هر گاه روزی می‏ گیری، پس باید گوش و چشم و مو و پوستت نیز روزه باشند و حضرت چیزهای دیگری نیز برشمرد و در یک قالب کلی فرمود: مبادا روزی که در آن روزه هستی مانند روزهای دیگرت باشد.) شاهد بر این مطلب در قرآن روزه‏ ی زبان حضرت مریم(ع) است که خداوند درباره‏ ی آن تعبیر صوم را به کار برد و فرمود: <فَکُلی‏ وَ اشْرَبی‏ وَ قَرِّی عَیْناً فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولی‏ إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا>.[25] (پس (از آن غذا) بخور، و (از آب گوارا) بنوش و چشمت را (به فرزندت) روشن دار، و هر گاه کسى از انسانها را دیدى، با اشاره بگو: من براى خداى رحمان روزه گرفته‏ ام و امروز با هیچ کس سخن نمى‏ گویم‏) بنابراین اصل در ماه مبارک حفظ ادب روزه است و نه صرف پرهیز از اکل و شرب.

امام سجاد(ع) در دعای 44 صحیفه‏ ی خود به گوشه‏ هایی از این ادب اشاره می‏ نمایند و می‏ فرمایند: «أَعِنَّا عَلَى‏ صِیَامِهِ‏ بِکَفِّ الْجَوَارِحِ‏ عَنْ مَعَاصِیکَ، وَ اسْتِعْمَالِهَا فِیهِ بِمَا یُرْضِیکَ، حَتَّى لَا نُصْغِیَ بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ، وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ وَ حَتَّى لَا نَبْسُطَ أَیْدِیَنَا إِلَى مَحْظُورٍ، وَ لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامِنَا إِلَى مَحْجُورٍ، وَ حَتَّى لَا تَعِیَ بُطُونُنَا إِلَّا مَا أَحْلَلْتَ، وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا بِمَا مَثَّلْتَ، وَ لَا نَتَکَلَّفَ إِلَّا مَا یُدْنِی مِنْ ثَوَابِکَ، وَ لَا نَتَعَاطَى إِلَّا الَّذِی یَقِی مِنْ عِقَابِک.»(ما را بر روزه این ماه یاری ده به خودداری جوارح از معصیت تو و به کار گرفتن انها در آنچه مورد رضای توست، تا با گوشمان به سخنان لغو گوش فرا ندهیم و با چشمانمان به بیهودگی ننگریم و با دستانمان به حرام دراز نکنیم و نیز پا به حریم محرمات نگذاریم تا به آنجا که شکم ما فقط بر حلالت تغذیه کند و زبانمان بر رضای تو باشد و خود را در زندگی برای کسب ثوابت به حرکت و زحمت بیاندازیم و تنها به اموری وارد شویم که ما را از عقابت دور می کند) روزه با حفظ آداب، آثار خود را در ماه مبارک و خصوصاً در شب قدر دارد. وقتی رسول خدا(ص) به جابر مقام صائمین حقیقی در ماه مبارک را بیان داشتند و فرمودند: «هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ، مَنْ صَامَ نَهَارَهُ وَ قَامَ وِرْداً مِنْ لَیْلِهِ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ وَ کَفَّ لِسَانَهُ، خَرَجَ‏ مِنْ‏ ذُنُوبِهِ‏ کَخُرُوجِهِ‏ مِنَ الشَّهْر»، (این ماه رمضان است، هرکس روزش را روزه بدارد و شبش را به ذکر و دعا سر ببرد و شکمش و عورت او عفیف باشد و زبانش را حفظ کند، همان گونه که از این ماه خارج می شود از گناهانش نیز خارج می گردد.) جابر با خوشحالی گفت: این حدیث چقدر زیبا و خوش آیند است! حضرت فرمودند: و ای جابر، چقدر امتثال این شروط سخت است!

راه‏های اغوای شیطان نسبت به افراد مختلف متفاوت است؛ زیرا هر کس در مقابل گناه خاصی نقطه‏ ی ضعف دارد و شیطان نیز از همان راه وارد می‏ شود. چنان‏که خداوند می‏ فرماید: شیطان از جایی که شما او را رصد نمی‏ کنید به شما حمله می‏ کند: <إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُم>.[26] (شیطان و دسته وى شما را از آنجایى مى‏ بینند که شما نمى‏ بینید،) و لذا در آغاز ماه مبارک هر کس باید محاسبه‏ ی دقیقی روی خود داشته باشد و نقاط ضعف خویش در مقابل گناهان را شناسایی کند و در طول ماه مراقبه‏ ی خود را نسبت به آن مسئله‏ ی خاص شدیدتر نماید.

کنترل زبان

البته از مجموعه‏ ی ارشادات قرآن و روایات برمی‏ آید که کنترل زبان نقش عمده در کنترل سایر جوارح دارد. خداوند در حدیث معراج به پیامبر اکرم(ص) می‏ فرماید: «یا أَحْمَدُ! لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ العِبادَةِ أَحَبَّ إِلَىَّ، مِنَ الصَّوْمِ وَالصَّمْتِ؛ فَمَنْ صامَ وَ لَمْ یَحْفَظْ لِسانَهُ، کانَ کَمَنْ قامَ وَ لَمْ یَقْرَأْ فی صَلاتِهِ شَیْئاً، فَأُعْطیهِ أَجْرَ القِیامِ وَ لا أُعْطیهِ أَجْرَ العابِدینَ»؛ یعنی در میان عبادات چیزی نزد من محبوب‏تر از روزه و سکوت نیست؛ پس کسی که روزه بگیرد ولی زبانش را حفظ نکند، مثل کسی است که به نماز ایستاده ولی قرائت نمی‏ کند، من به او اجر قیام را می‏ دهم ولی اجر عبادت‏ کنندگان را نمی‏ دهم.

در این روایت روزه در کنار سکوت قرار داده شده است. البته مراد روایت از سکوت این نیست که اصلاً حرف نزنید، بلکه به این معناست که زبانتان را کنترل کنید و از صحبت‏ های زائد و بگو مگوهای بی‏ حاصل بپرهیزید: <وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون>.[27] البته مرحوم سید بحرالعلوم در رساله‏ ی سیر و سلوک خود می‏ فرماید: برای سالک انجام هر عملی خلاف مرتبه‏ ی مراقبه‏ ی خود عمل بر خلاف توحید محسوب می‏ شود و لغو است.

بر این اساس اصلی‏ ترین مراقبه در ماه مبارک رمضان باید بر زبان باشد. حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‏ فرماید: «صَوْمُ‏ الْقَلْبِ‏ خَیرٌ مِنْ صِیامِ اللِّسَانِ وَ صِیامُ اللِّسَانِ خَیرٌ مِنْ صِیامِ الْبَطْنِ» ( روزه قلب از روزه زبان بهتر است و روزه زبان از روزه شکم بهتر)؛ یعنی روزه‏ ی قلب بهتر از روزه‏ ی زبان است و روزه‏ ی زبان بهتر از روزه‏ ی شکم است. در ماه رمضان احتیاط ممدوح است. مرحوم آقای بهجت(ره) می‌فرمودند هرچند احتیاط در مورد زبان در همه‏ ی اوقات ممدوح است. ولی در ماه رمضان مطلوب‏ تر است.

یازدهم: توسل به وجود مبارک حضرت زهرا(ع) و امام زمان(عج) در ماه رمضان

خداوند در سوره‏ ی قدر پیرامون ظرف نزول قرآن می‏ فرماید: <إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْر>.[28] در روایت داریم که مراد از «لیلة» در این آیه وجود مبارک صدیقه‏ ی طاهره(ع) است. لذا استاد توصیه می‏ فرمود که در شب‏ های قدر و حتی از شب نوزدهم تا بیست و چهارم به مقام نوری حضرتش و نیز به وجود مبارک امام عصر(عج) توسل پیدا کنیم. لذا به هر وسیله که می‏ توانید در این ایام عرض ارادت و توسلی به محضر این دو بزرگوار داشته باشید؛ مثلاً هدیه کردنِ ثواب عبادت‏ ها یا خواندن زیارات ایشان، خصوصاً زیارت آل یاسین، نوعی توسل به این بزرگواران محسوب می‏ شود.

 

مطالب مرتبط:

فصل اول- جایگاه ماه مبارک رمضان و روزه‏ ی آن در تهذیب نفس 

فصل سوم- پیرامون شب قدر

فصل چهارم- شب آخر یا لحظه وداع

فصل پنجم- برخی توصیه‏ های غذایی برای روزه گرفتن در فصل گرما



[1]- الصحیفة السجادیة ص 198 دعای(45)

[2]- اقبال الاعمال طبع قدیم ج1ص4

[3]- الکافی (ط - الإسلامیة) ج‏2 ص 504

[4]- قال الامام الرضا(ع): مَنِ‏ اسْتَغْفَرَ بِلِسَانِهِ‏ وَ لَمْ‏ یَنْدَمْ‏ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِه‏ (کنز الفوائدج‏1ص 330)

[5]- الزمر : 56 أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فی‏ جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرین (بترسید از روزى که هر کسى به خود مى‏گوید: ای افسوس و تأسف بر من از آن ستم‏ها که به درگاه خدا روا داشتم، اعتراف مى‏کنم که به راستى از مسخره کنندگان بودم‏)

[6]- مجموعة ورام ج‏1 ص 53

[7]- «قال رسول الله(ص): الْعِبَادَةُ مَعَ‏ أَکْلِ‏ الْحَرَامِ‏ کَالْبِنَاءِ عَلَى الرَّمْلِ وَ قِیلَ عَلَى الْمَاءِ.» (بحار الأنوار (ط. بیروت)، ج81، ص258، باب 16: آداب الصلاة)

[8]- عدة الداعی و نجاح الساعی، ص139، الدعاء مع أکل الحرام.

[9]- در آداب المریدین نیز ذیل غسل و نماز توبه ذکر شده.

[10]- «قال رسول الله(ص): یَا عَلِیُّ، أَکْرِمِ الْجَارَ وَ لَوْ کَانَ کَافِراً وَ أَکْرِمِ الضَّیْفَ‏ وَ لَوْ کَانَ کَافِراً وَ أَطِعِ الْوَالِدَیْنِ وَ لَوْ کَانَا کَافِرَیْنِ وَ لَا تَرُدَّ السَّائِلَ وَ إِنْ کَانَ کَافِرا.» (جامع الأخبار، الشعیری، ص84. (ای علی، همسایه را گرامی دار حتی اگر کافر باشد و میهمان را گرامی دار حتی اگر کافر باشد و پدر و مادر را اطاعت کن حتی اگر کافر باشند و نیازمند را رد نکن حتی اگر کافر باشد.)

[11]- وسائل الشیعة، ج‏16، ص: 256

[12]- الخصال ج‏1ص 228 أربع خصال یمتن القلب

[13]- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ اسْتُجِیبَ الدُّعَاءُ فَطُوبَى لِمَنْ رُفِعَ لَهُ عَمَلٌ صَالِح‏(فلاح السائل ص96) (هنگامی که وقت ظهر فرامی‏رسد، درهای آسمان و بهشت گشوده می‏شود و دعا مستجاب می‏گردد. پس خوشا به حال کسی که برایش عمل صالحی بالا برده شود.)

[14]- بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏75، ص: 380

[15]- رسول خدا(ص) در نصایح خود به اسامة بن زید فرمود: «یَا أُسَامَةُ عَلَیْکَ بِالسُّجُودِ فَإِنَّهُ‏ أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ إِذَا کَانَ‏ سَاجِداً، وَ مَا مِنْ عَبْدٍ سَجَدَ لِلهِ سَجْدَةً إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ بِهَا سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ بِهَا دَرَجَةً وَ بَاهَى بِهِ مَلَائِکَتَه.» (ای اسامه، بر تو باد به سجده، که آن نزدیکترین حالت بنده به پروردگارش است، پس هیچ بنده ای نیست که سجده ای برای پروردگارش به جا آورد مگر آنکه برایش حسنه ای نوشته شود و سیئه ای محو گردد و به واسطه آن سجده درجه ای بالا رود و ملائکه به او مباهات کنند.) (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏4، ص476)

[16]- الکافی (ط. الإسلامیة)، ج2، ص194: باب قضاء حاجة المؤمن.

[17]- وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِى ءَاتَیْنَاهُ ءَایَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَنُ فَکاَنَ مِنَ الْغَاوِینَ(175)وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بهِا وَ لَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلىَ الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تحَمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَترْکْهُ یَلْهَث ذَّالِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِایَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ(176) (و براى آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم ولى (سرانجام) از (دستور) آنها خارج گشت و شیطان به او دست یافت و از گمراهان شد. (175) و اگر مى‏خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا مى‏بردیم (اما اجبار بر خلاف سنّت ماست لذا او را به حال خود رها ساختیم) ولى او به پستى گرایید و از هواى نفس خویش پیروى کرد. او همچون سگ است که اگر به او حمله کنى، دهانش را باز و زبانش را برون خواهد کرد و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همین کار را مى‏کند (گویى آن چنان تشنه دنیاپرستى است که هرگز سیرآب نمى‏شود). این مثل جمعیّتى است که آیات ما را تکذیب کردند. این داستانها را بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند). (176))  سوره ی اعراف

[18]- وسائل الشیعةج‏6ص 168 باب اول وجوب تعلم القرآن و تعلیمه کفایة و استحبابه عینا

[19]- تفسیر الصافی ج‏1 ص 73

[20]- محمد، 24

[21]- فرقان، 77.

[22]- إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج‏1، ص: 77

[23]- مَنْ دَعَا لِأَخِیهِ فِی ظَهْرِ الْغَیْبِ نَادَى مَلَکٌ مِنَ السَّمَاءِ الدُّنْیَا یَا عَبْدَ اللَّهِ لَکَ مِائَةُ أَلْفِ ضِعْفٍ‏ مِمَّا دَعَوْتَ‏ وَ نَادَاهُ مَلَکٌ مِنَ السَّمَاءِ الثَّانِیَةِ یَا عَبْدَ اللَّهِ وَ لَکَ مِائَتَا أَلْفِ ضِعْفٍ مِمَّا دَعَوْتَ ...وَ نَادَاهُ مَلَکٌ مِنَ السَّمَاءِ السَّابِعَةِ یَا عَبْدَ اللَّهِ وَ لَکَ سَبْعُ مِائَةِ أَلْفِ ضِعْفٍ مِمَّا دَعَوْتَ ثُمَّ یُنَادِیهِ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَنَا الْغَنِیُّ الَّذِی لَا أَفْتَقِرُ یَا عَبْدَ اللَّهِ لَکَ أَلْفُ أَلْفِ ضِعْفٍ مِمَّا دَعَوْتَ (هر کس بدون آنکه برای برادرش در غیاب او دعا کند  فرشته ای در آسمان دنیا ندا می دهد که ای بنده خدا برای توست صد هزار برابر آنچه درخواست نمودی، و ملکی از آسمان دوم ندا می دهد که ای بنده خدا برای توست دویست هزار برابر انچه خواستی... و ملکی از آسمان نهم ندا می دهد که ای بنده خدا برای توست نهصد هزار برابر آنچه خواستی. سپس خداوند تعالی او را ندا می دهد که من بی نیازی هستم که هرگز فقیر نمی شوم، ای بنده خدا برای توست هزار هزار برابر آنچه خواستی. )  (الدعوات (للراوندی) / سلوة الحزین، النص، ص: 290)

[24]- الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص: 87

[25]- مریم : 26

[26]- اعراف، 27.

[27]- مؤمنون، 3.

[28]- قدر، 1.