دستورات و عبادات ماه رجب
نماز شب؛ مرقات اهل سلوک
خداوند می فرماید: <وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُودا>. «تهجّد» در لغت یعنی از بستر بلند شدن. این آیه ی شریفه نشان می دهد که برخواستن برای نماز شب به خودی خود ارزش دارد؛ ممکن است بعضی نتوانند سر شب بخوابند، ایرادی ندارد، این افراد می توانند اگر تا بعد از 12:30 شب بیدار مانده بودند، نماز شب خود را بخوانند و بعد بخوابند، ولی این تهجد نیست، صرفاً نماز شب خواندن است. در حالی که ما امر به تهجّد شده ایم؛ یعنی انسان شب را بخوابد و بعد نیمه های شب برای نماز برخیزد.
در سنن النبی دارد که پیغمبر اکرم(ص) سه بار از خواب برمی خواستند تا مشقّت بیشتری به خود وارد کنند. نمازهای پیغمبر اکرم(ص) دو چهار رکعت و یک سه رکعت بود؛ می خوابیدند، بلند می شدند و چهار رکعت نماز شب می خواندند و می خوابیدند، بعد از یک ساعت بر می خواستند و چهار رکعت بعدی را می خواندند، بعد یک سجده طولانی به جا میآوردند و دوباره می خوابیدند، کمی بعد دوباره بیدار می شدند و سه رکعت بعدی را می خواندند. تهجد بسیاری از بزرگان ما هم چنین بود چنانکه از مرحوم آقای قاضی نقل شده نماز شب ایشان نیز به همین ترتیب بود.
من نمی خواهم بگویم که ما هم این طور باشیم، منظورم اینست که بهانه نیاوریم که شبها کوتاه است، و نمی توانیم نماز شب بخوانیم. امام عسکری(ع) درباره ی سلوک الی الله می فرمایند: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لَا یُدْرَکُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّیْل»[1]. باید همتی به خرج داد و از امور دیگر در این ماه برای جبران خسارت ها مایه گذاشت.
مرحوم آقا سید احمد کربلایی در نامه ای به یکی از شاگردانش که از استاد دستوری برای پیدا کردن حال گریه و انابه درخواست کرده بود، جواب می دهد: «تو فکر کردهای من اینقدر نفهم هستم که غیر از اینکه سر خودت را کلاه می گذاری، میخواهی سر مرا هم کلاه بگذاری؟» بعد می گوید:«آیا شنیده ای که کسی به مادر بچه مرده طریقه ی گریه کردن یاد دهد؟ یا اینکه ما ادای مادر بچه مرده را در میآوریم؟» بله! کسی که درد ندارد، اگر بخواهد گریه کند می ماند که چگونه گریه کند، چون درد نکشیده، بچه ی او نمرده است. ما باید دردمان بیاید تا ندای «أَیْنَ الرَّجَبِیُّون» و «أَنَا جَلیسُ مَنْ جالَسَنی» را درک کنیم! لذا به قول مرحوم میرزا جواد آقا، اولیای الهی برای درک لیلة القدرِ ماه رمضان، از شب اول ماه رجب دورخیز می کردند.
به هر روی، زبان حال ما هم باید این باشد که اگر عزیز مصر نیستیم تا بتوانیم یوسف(ع) را بخریم، لااقل مثل آن پیرزنی هستیم که در صف خریداران یوسف(ع) ایستاد؛ تا صرفاً تماشاچی آن جمال زیبا نباشد![2] بیایید ما هم در این ماه رجب همّتی کنیم تا لا اقل در صف قرارمان دهند و در کاسه مان چیزی بگذارند.
ارزشمندترین کار در ماه رجب، اهتمام به نمازهای یومیه
اهتمام به نمازهای یومیه؛ مهمتر از خواندن نماز شب
مطلب بعدی که باید خدمتتان عرض کنم این است که بسیاری از افراد، خود را برای یک کار مستحب به زحمت می اندازند، ولی از امور واجبشان باز می مانند. مثلاً بعضی افراد به نماز شب اهتمام زیادی دارند که خیلی هم توصیه شده است، اما نسبت به نمازهای یومیّه شان کاهل هستند. از مرحوم آیت الله قاضی نقل شده که هر کس دنیا میخواهد نماز شب بخواند، آخرت هم میخواهد نماز شب بخواند. اما در میان دستورات عملی که ایشان به شاگردانش می فرمود، نماز شب جزو دستورات مراتب متوسط بود نه مراتب اولیه. توجه به نمازهای یومیه و اهتمام به حال و توجّه و حضور قلب در آن، مهمتر از اهتمام به نماز شب است. به تعبیر مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی، اگر ابتدا نماز یومیه مان را درست کنیم، آن چنان تلألؤ و نورانیّتی در زندگی انسان ایجاد می شود که انسان را برای نماز شب بیدار می کنند و دیگر نیاز نیست شخص خود با زحمت بیدار شود!
بیایید در این ماه رجب کمی غیرت به خرج دهیم. غیرت انسان غیرت خدا را برمی انگیزد. خدا انسانهای غیور را دوست دارد، لذا اگر کسی با غیرت وارد میدان سیر و سلوک شود، خدا هم با غیرت دست او را میگیرد. لذا توصیه می کنم از کمترین شروع کنید، اما محکم شروع کنید و سعیتان را بگذارید تا نمازهایتان را با حضور قلب بخوانید.
روایاتی پیرامون حضور قلب در نماز
روایتی از امام سجاد(ع) خدمتتان عرض میکنم که فرمود: وقتی بنده ی مؤمن به نماز می ایستد و رو به پروردگار میکند، خداوند هم به او اقبال مینماید؛ یعنی در اول نماز که بنده میگوید «الله اکبر»، خداوند هم میفرماید «لبیک»، این خطاب به همه ی نمازگزاران هست. ولی امام(ع) بعد میفرمایند: اما وقتی بنده وارد نماز میشود اعراض از حق میکند، بنده اعراض میکند ولی خدا اعراض نمیکند، بار اول اعراض میکند و خداوند به لطف و کرمش تحمل میکند،[3] بار دوم اعراض میکند و خداوند تحمل میکند، اما بار سوم خداوند اعراض میکند. در نماز حضور قلب داشته باشید تا از خداوند اعراض نکنید.
در روایت دیگری از امام سجاد(ع) است که میفرماید: اگر شخصی در نیمی از نماز حضور قلب داشت، همان مقدار از آن باطناً قبول میشود؛ گرچه نماز او ظاهرا و فقهاً درست است اما باطنا قبول نمیشود. از همین روست که اصل نماز یک رکعت بوده است، روایات درباره ی این مطلب در صلاة معراجیه آمده که اصل نماز یک رکعت است، تفضلاً دو رکعت بر پیغمبر(ص) فرض شد، و بعد از آنجا که ایشان میدانست که امتش حتی معلوم نیست که در نیمی از نمازشان هم حضور قلب داشته باشند، از خداوند درخواست کرد که نمازها 3 رکعت و 4 رکعت باشند و به شرف سیدالشهدا(ع) هنگام تولد ایشان و به شرف پیغمبر اکرم(ص)، برخی نمازهای یومیه 3 و 4 رکعتی تشریع شد. خلاصه اینکه اگر کسی بتواند در یک رکعت از نمازش هم حضور قلب کامل داشته باشد، نمازش درست است، اگر در رکعت اول نشد در رکعت دوم جبران کنید، نشد در رکعت سوم، نشد چهارم. بعد در همان روایت دارد که اگر کسی در ثلث نماز حضور قلب داشت ثلثش، در ربعش داشت ربع، تا میرسد به عُشر، بعد میفرماید اگر کسی حتی در یک دهم نمازش هم حضور قلب نداشت، نماز او مثل یک تکه لباس کهنه پیچیده میشود و به صورتش کوبیده میشود و از درگاه الهی رد می شود[4]. مرحوم میرزا جواد آقا در پی این روایت میفرماید: اینکه رسول خدا(ص) درباره ی نماز فرمود «إِنَّ أَوَّلَ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ، فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا»[5] آیا تو را به فکر وا نمیدارد؟ ما همه عملمان به برکت نمازمان قبول میشود، نماز من هم که وضعش این طوری است! چه کار کنم. چه چیزی شب اول قبر کف دست ما میآید؟ این از نمازم، نماز که تیرک دینم است این طور است، چه کار کنم؟ این است که به نظر بنده هیچ دستور ذکری و فکری نداریم جز اینکه بنا را بگذاریم نمازمان را درست بخوانیم. حال چه طور نماز را درست بخوانیم؟
روش عملی تحصیل حضور قلب در نماز
کار سختی است، ولی «أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیر»[6]. در ابتدای راه بنا بگذارید که در میان نمازهای یومیه، فقط یک نماز دو رکعتی صبح را با حضور قلب بخوانید. اگر نمی شود به کمتر اکتفا کنید و از اول ماه رجب تقریباً نذر کنید که این کار را انجام دهید، یعنی اگر انجام ندادید خود را تنبیه کنید. حتی با خود قرار بگذارید که اگر در این اندازه هم نمی توانید، حداقل در یک سوره ی حمد نماز صبح حضور قلب داشته باشید.
نازلترین مرتبه ی حضور قلب در نماز بعد از مرتبه ی فقهی آن، توجه به معانی کلماتی است که می خوانیم. لذا در ماه رجب به مدت یک هفته این گونه که گفته شد عمل کنید و ببینید چقدر فرق میکند. اگر موفق بودید این دستور را توسعه دهید. اینکه گفته می شود از نماز صبح شروع کنید به این دلیل است که عقبه ی نماز صبح متصل به خواب است و روح آرام گرفته است، لذا خواطر شیطانی در نماز صبح کمتر به انسان حمله می کند، ولی در بقیه ی نمازهای یومیه حمله ها شدیدتر است. لذا کنترل خود و خواطر خود در نماز صبح راحت تر است. اگر این کار را هم نمی توانید انجام دهید، این تمرین را در نماز نافله ی صبح انجام دهید، به این ترتیب که در حال نماز به معانی کلماتی که می گویید توجه داشته باشید؛ گویی در حال بازگو کردن مطلبی نزد بزرگی هستید.
مراقبه؛ اصلی ترین دستور عملی
به شما توصیه می کنم و وصیت حضرت استاد را که خدا رحمتشان کند به شما می گویم که تلاش کنید در این ماه رجب بر خلاف جریان مسیر این روزگار شنا کنید، خودتان را قدری خرج وجود خودتان کنید. بیایید در میان زشتیها و صفات ذمیمه ی خود بررسی دقیق کنید و یکی را که فکر می کنید بیشتر مزاحم است و می توانید با آن مبارزه کنید در نظر بگیرید و به طور جدی با آن مقابله کنید و مراقبه ی خود را ترک آن صفت ذمیمه قرار دهید و هر شب محاسبه ی دقیقی بر ترک آن وصف داشته باشید.
نکته ی دیگر آنکه تجربه نشان داده شیطان در روزهای آخر ماه های عزیز حملات بیشتر دارد و می خواهد همه ی زحمات انسان را یک باره با یک گناه یا عصبانیت یا و رفتار زشت دیگری ناگهان از بین ببرد، لذا مراقبه ی خود را در هر سه ماه رجب و شعبان و رمضان به تناسبی که جلو می روید بیشتر کنید.
دستور عملی مراقبه
لذا از همین الان که ماه رجب شروع نشده محاسبه ی دقیقی داشته باشید و گرفتاری اصلی خود را در مقابل شیطان پیدا کنید. به این گونه که عیوبی که احساس می کنید نقطه ی ضعف اصلی شماست شناسایی نمایید؛ مثلاً کسی در برابر شهوت شکم ضعیف است و ناخواسته پرخوری یا بدخوری می کند و در نتیجه توفیق روزه و یا برخی اعمال عبادی از جمله نماز شب را پیدا نمی کند، دیگری در برابر عصبانیت و غضب ضعیف است، کسی ممکن است در موقعیت های خاصی عصبانی شود، مثلاً انسان در حال رانندگی وقتی کسی مقابلش می پیچد، به هم می ریزد ولی اگر از پشت سر بوق بزنند به هم نمی ریزد! بیایید در یافتن نقاط ضعف اخلاقی خود به طور کاربردی دقیق شوید، دقیقاً جاهایی را که می دانید و تجربه کردهاید که معمولاً در آن موقعیتها شیطان شما را زمین می زند پیدا کنید، محاسبه ی دقیقی انجام دهید و آنها را پیدا کنید. لازم نیست به خودتان مغرور شوید و بگویید من با همه ی زشتیهای خودم و با همه ی جنود شیطان یک باره وارد جنگ می شوم، انسان نمی تواند و حریف نیست، آن رئیس کل را در نظر بگیرید، یکی یا دو تا از عیوب و نقاط ضعف اصلی تان را در نظر بگیرید. آن جاهایی که واقعاً بیش از بقیه زمین خوردید، به طور جدی روی آنها حساس باشید. حتی بنده معتقدم نسبت به این موقعیتها احتیاط کنید؛ مثلاً می دانید کاری که انجام می دهید گناه نیست، اما اگر انجام دهید، وارد فضایی می شوید که مناسب نیست و نمی توانید تبعات آن را کنترل کنید، لذا بهتر است در آن فضا وارد نشوید. مثلاً تجربه کردهاید که اگر کسی در مقابل شما بلند حرف بزند، کمکم عصبانی میشوید، اگر در چنین موقعیتی قرار گرفتید و طرف مقابلتان را نمیشود کنترل کرد و فریاد می زند، از آن فضا بیرون بیایید، اگر او فریاد می زند، شما تند تند آب بخورید و یا تلاش کنید روی موضوع دیگری تمرکز کنید، یا در دلتان آیات قرآن را بخوانید و بر آن تمرکز کنید. به هر صورت باید در این ماه بر دهان شیطان بکوبید.
در رساله ی سیر و سلوک مرحوم بحرالعلوم ذکر شده که می فرماید: در اوایل، شیطان ما را عددی حساب نمی کند، لذا معمولاً سربازانش را می فرستد. اصلاً ارزشی برای افراد عادی قائل نیست که خودش وارد میدان شود. به تناسب اینکه انسان در ماه رجب و شعبان جلو می آید، سربازان ضعیف یا قوی خود را می فرستد و هنگامی که آنها شکست خوردند، بالاخره خودش وارد میدان می شود و می گوید حالا من عمرو بن عبدود تو هستم، عمرو تا قبل از این جلو نمی آمد، سربازان خرده پای خود را می فرستاد، ولی وقتی دید آنها حریف نیستند، خودش جلو آمد. در جنگ خندق دشمن تا آخرین مرحله عمرو را جلو نمی فرستاد، چون می دانست که اگر او زمین بخورد، دشمن هم زمین می خورد. شیطان وقتی زمین بخورد یعنی کفر زمین خورده است. لذا توصیه میکنم اگر در یک جایی در مقابل شیطان پیروز شدید، مغرور نشوید و بدانید که یکی از سربازان ضعیف او را زمین زده اید، منتظر سرباز بعدی باشید، منتظر پاتک دشمن باشید. لذا واجب است که همیشه در حال مراقبه باشید.
عمده ی دستورات در ماه رجب، استغفار است؛ یعنی مراقبه و طلب آمرزش از خداوند. استغفارات مابین الطلوعین صبح، و نیز هنگام غروب خیلی مهم است و هریک شب و دیگری روز شما را اصلاح می کند.
باید حداقل مراقبه ی شما بر روی گناه باشد، آن هم مبتلابه ترین گناهی که انسان به آن آلوده است. خیلیها میگویند: در خود گشتیم ولی پیدا نکردیم، این خیلی زشت است کسی عیوب خود را نداند. در این صورت می توان به کتب اخلاقی مراجعه کرد که به برخی عیوب مبتلابه تر اشاره کرده اند.
مراقبهی زبان؛ ام المراقبات
در نصوص روایی داریم که یکی از مراقبات گویی ام المراقبات است و آن زبان است؛ چنانکه رسول خدا(ص) با رؤیت هلال این ماهها میفرمودند: «اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَ لَا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعُ وَ الْعَطَش.»[7] معمولاً عصبانیت از راه زبان بروز می یابد، شهوت از طریق زبان آغاز می شود، تهمت و تحقیر و غیبت از زبان جلوه میکند. خود پرحرفی هم جزو زشتیهاست، لذا اگر کسی هیچ گناهی در خود پیدا نمی کند، لااقل در این ماه این مراقبه را شروع کند و در جاهایی که خدا دوست ندارد پرحرفی نکند. منظورم این نیست که سخن گفتن با خانواده، مادر، همسر و... را کم کنید، که بگو بخند با همسر و فرزند و ادخال سرور در آنها خود ممدوح است. لذا اشتباه نکنید، در دین خدا فتن باشید، دقت کنید و ببینید در دانشگاه، در کوچه و بازار، کجا با مردم لغو می گویید، آنها را کنترل کنید.
شعبان ماه رسول اکرم(ص) است و باب ورود به ماه شعبان از ماه رجب است. لذا اگر انسان ماه رجب خوبی نداشته باشد، ماه شعبان خوبی ندارد و اگر ماه شعبان خوبی نداشته باشد، طبعاً توحید خوبی ندارد، زیرا که ماه رمضان ماه پروردگار و توحید است. بدون ورود به بیت ولایت رسول اکرم(ص) ماه رمضان ماه با برکتی برای شخص نخواهد بود. لذا شخص باید از ماه رجب کمر همت ببندد. حیف است که این سه ماه رجب، شعبان و رمضان بیاید و انسان کوله بار خود را نبندد. لذا تمام توصیه این است که ماه رجب را ماه مراقبه ی جدی قرار دهید.
گناه شناسی؛ لازمه ی مراقبه
برای کسانی که در دستورات عملی در اولین مرتبه ی مراقبه قرار دارند، مراقبه از حرام عمده ی مراقبه است. اگر انسان بر این مراقبه کند که حرام الهی را مرتکب نشود و واجبات الهی را به جا آورد، کوله بار خود را در زندگی بسته است. امیر المؤمنین(ع) می فرمایند: «مِنْ أَفْضَلِ الْوَرَعِ اجْتِنَابُ الْمُحَرَّمَاتِ.»[8] بالاترین پرهیزگاری و افضل مراقبات اجتناب از محرمات الهی است. البته شیطان در پرهیز از گناه نیز انسان را به خطا می اندازد، زیرا هر کس در مقابل گناه خاصی ضعیف است. بنابراین در پایان روز که محاسبه می کنید نگویید خدا را شکر مثلاً امروز دروغی نگفتم یا غیبت نکردم، بلکه باید به دنبال گناهان کوچک و بزرگی در خود بگردید که بیشتر در معرض آنها قرار می گیرید. معنا ندارد که انسان مثلاً بگوید خدا را شکر من شراب نمی خورم! معلوم است که امثال بنده و شما اگر بخواهیم شراب هم بخوریم از ترس آبروریزی اجتناب می کنیم و شیطان هیچ وقت بر ما از این در وارد نمی شود، او دشمن کار آزموده ای است که خوب می داند از کدام راه ضربه بزند. خداوند درباره ی اغوائات شیطان می فرماید: <إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ>[9]. بنابراین باید خودمان نقاط ضعف اخلاقی خود را در مقابل گناهان و خطاها پیدا کنیم و هر کس به خودش نسبت به دیگران آگاه تر است: <بَلِ الْإِنْسانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصیرَة>[10].
نتیجه اینکه انسان اول باید گناه شناس شود سپس پرهیز از گناه داشته باشد. گناه شناس یعنی کسی که احکام دینی خود را می داند. اینکه علمای اخلاق می گفتند سالک باید مجتهد باشد، به این معنا نیست که خود استنباط احکام کند، منظور از مجتهد اصطلاح رایج آن نبود و در میان شاگردان این بزرگواران افراد معمولی فراوان بودند و یا بسیاری از اهل علم بودند که مقام اجتهاد نداشتند ولی سالک بودند.
مرحوم ملا حسینقلی همدانی قریب به سیصد نفر شاگرد از اصناف مختلف داشته است که در میان آنها اقشار مختلفی بودند. از برجسته ترین شاگردان مرحوم آیت الله قاضی، مرحوم سید هاشم حداد بود که طلبه نبود و به همین شرح ایضا در میان شاگردان شاگردانشان. بنابراین تأکید بر اجتهاد از این جهت بود که لازم می آمد شخص در مراقبه کاملاً مسلط بر احکام دینی خود باشد و ظرائف احکام الهی را در شئون مختلف زندگی اعم از معاملات، عبادات و یا خصوصاً در روابط اجتماعی و خانوادگی بلد باشد تا ناخواسته دچار حرام نشود.
خلاصه آنکه باید مجتهد در گناه شناسی باشیم تا با ظرف آلوده و قلب نجس اعمالمان را به محضر حق عرضه نکنیم. خداوند می فرماید: <إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرفَعُهُ>[11]. آنچه که به محضر مولی عرضه می شود اعمال ما نیست، بلکه کلمه ی طیب است؛ یعنی اصل در عمل انسان کلمه ی توحید است، ولی کلمه ی توحید در چه ظرفی بالا میرود؟ در ظرف قلب: <وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرفَعُهُ>. اگر قلبمان کثیف باشد، هر چه ذکر بگوییم، عبادت کنیم و نماز بخوانیم، چون آب زلال را در ظرف کثیف ریخته ایم، این آب هم کثیف می شود.
این توصیهی مشایخ طریق به شاگردانشان بوده است که اصلی ترین توشه ی سلوک تقوای از گناهان است که لازمه ی آن علم به احکام دینی است. بدین ترتیب دیگر از یک طرف گرفتار وسواس در عبادات و احکام نجس و پاکی نمی شویم و مرتکب تندروی در اعمال نمی گردیم و از طرف دیگر گرفتار لاابالی گری هم نمی شویم.
استاد از آستانه ی فرا رسیدن ماه رجب، جوش و خروش این ماه را میزدند و میفرمودند اگر کسی به درستی وارد ماه رجب نشود، ماه شعبان را هم درک نمیکند و اگر کسی به درستی وارد ماه شعبان نشود، ماه رمضان را نیز درک نخواهد کرد. انتظار نداشته باشید در شبهای قدر ماه رمضان، حقیقت قدر برایتان حاصل بشود و شب قدر بر شما طلوع کند، در حالی که هنوز ماه رجب را درست طی نکردهاید. از 3 ماه قبل باید خودتان را آماده کنید وگرنه با یک شب و دو شب کار درست نمی شود.
سحرگه رهروى در سرزمینى همى گفت این مُعَمّا با قرینى
که اى صوفى! شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینى
توسل و معامله با اهل بیت عصمت(ع) برای اصلاح اعمال
در کتاب کلمات استاد است که شاگردی بعد از تحمل سفری طولانی به خدمت استادی از مشایخ قوم می رسد و از او می پرسد: اگر خداوند به شما هزار سال عمر بدهد، اصلی ترین اهتمام خود در سلوک را بر چه قرار می دهید؟ استاد پاسخ می دهد: 999 سال در اصلاح عمل میکوشم و یک سال عبادت میکنم. این مضمون مطلبی است که در آیات مختلف و کلمات اهل بیت(ع) با بیانات گوناگون وارد شده. برای نمونه، این بیان الهی که می فرماید: <إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقین>[12] اشاره به همین مطلب دارد. این آیه ی شریفه در سیاق عدم قبول قربانی قابیل و پذیرفته شده عمل هابیل است و ملاک در قبول عمل و در نتیجه میزان مقرِّبیّت اعمال عبادی را میزان تقوای سالک دانسته است.
با این توضیحات نتیجه می گیریم که اصل در ماه رجب بر مراقبه است، لذا دوستان یک محاسبه ی دقیقی در کارهای خود بکنید و اشکال اصلی در سستی در اعمال را پیدا کنید. توصیه می کنم هنگام محاسبة النفس هم توسلی به وجود مبارک یکی از اولیای الهی داشته باشید. خصوصا در ماه رجب که تعلق به امیرالمؤمنین علی(ع) دارد، به ساحت مقدس ایشان متوسل شوید و بخواهید که مانع اصلی در سیر اخلاقی را به شما بفهمانند. اگر با زیارت امین الله توسل پیدا کنید خیلی خوب است؛ آن را به روح مقدس امیرالمؤمنین(ع) و یا صدیقه ی طاهره(س) هدیه کنید، واقعاً وجود ایشان فانی در علی بود و حضرت زهرا(س) به هدایای امیرالمؤمنین خیلی علاقه دارند. بگویید این هدیه را خدمت شما تقدیم کردم و از شما تقاضا می کنم عنایتی به ما بفرمایید.
در مراقبه و کنترل جوارح کار را از ساده شروع کنید. یک عمل را پیدا کنید که میتواند در افراد مختلف متفاوت باشد؛ مثلاً کسی زود عصبانی می شود و وقتی عصبانی می شود باب گناهان بر او باز می گردد، دیگری خدایی نکرده بر چشمانش کنترل ندارد و از این راه باب گناه بر او باز می شود، یکی خیلی پرحرف است و... ببینید مشکل کجا است و بر سر آن با امیرالمؤمنین(ع) معامله کنید. یعنی بگویید یا علی، ماه رجب ماه تو است، من می خواهم بیایم پای معامله! من با عزم راسخ پای کار می آیم، تو هم با کرمت با من معامله کن. به محض اینکه در معرض گناه قرار گرفتیم، به یاد قول و قرارمان با مولی باشیم و محکم پای حرفمان بایستیم؛ <أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِکُم>[13]. این خانواده اهل کرمند و قطعاً پاسخ افرادی را که خالصانه در را بکوبند می دهند.
بیایید در این سه ماه همان طور که از غذای آلوده اجتناب می کنیم و بر در معده ی خود نگهبانی داریم، بر در قلب خود نگهبان بگذاریم، «بوّاب» گوشمان باشیم، بوّاب چشممان باشیم، بوّاب قلبمان باشیم. چه طور است که برای خوردن یک تکه غذا و آبی که به فرض مسمومیت ممکن است مدتی ما را بیمار کند و فقط چند ساعت یا حداکثر چند روز آزارمان دهد، بواب میگذاریم و آب و غذای آلوده نمی خوریم، اما بوّاب قلبمان نیستیم؟ اصل بر این است که ذکر و عبادت به میزان مراقبه ارزش دارد؛ چنانکه رسول خدا(ص) به اباذر فرمود: «یَا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَا یَنْظُرُ إِلَى صُوَرِکُمْ وَ لَا إِلَى أَمْوَالِکُمْ وَ أَقْوَالِکُمْ وَ لَکِنْ یَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِکُمْ وَ أَعْمَالِکُمْ. یَا أَبَا ذَرٍّ، التَّقْوَى هَاهُنَا، التَّقْوَى هَاهُنَا، وَ أَشَارَ إِلَى صَدْرِهِ.»[14]اگر کسی مراقبهاش درست نباشد، نه ذکرش فایده دارد نه نماز و روزهاش فایده دارد. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): رُبَّ صَائِـمٍ حَظُّهُ مِنْ صِیَامِهِ الْجُوعُ وَ الْعَطَشُ، وَ رُبَّ قَائِمٍ حَظُّهُ مِنْ قِیَامِهِ السَّهَرُ.»[15] چه بسیار روزهدارانی که روزه ی آنها جز گرسنگی و تشنگی هیچ چیز دیگری برایشان ندارد.
پس اگر دوستان از اول ماه رجب تا یک یا دو اربعین را با مراقبه ی صحیح به میدان عمل بیایند، آثار آن را به سرعت خواهند دید که ماه رجب و شعبان آنها با سال های قبل چقدر تفاوت خواهد کرد.
فضیلت روزه ی ماه رجب
روزه ی ماه رجب بسیار توصیه شده است. مرحوم سید در اقبال به طور مجزا برای افرادی که یک روز و دو روز تا سی روز ماه رجب را روزه می گیرند فضایلی بیان فرموده. البته بنده توصیه نمی کنم که به خودتان فشار زیاد بیاورید و در نتیجه خدای ناکرده روزه ی ماه مبارک رمضان از شما فوت شود.
درباره ی روزه ی این ایام در روایت است که راوی از رسول خدا(ص) می پرسد: اگر تابستان بود و نتوانستیم روزه بگیریم چه کنیم؟ حضرت می فرمایند: به ازای هر یک روز از روزه ی ماه رجب که از شما فوت شد، یک مُد (تقریباً معادل یک کیلو) طعام صدقه بدهید. سپس حضرت می فرمایند اگر نتوانستید صدقه دهید، این ذکر را بگویید: «سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلَّا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ» که مرحوم شیخ عباس قمی آن را در مفاتیح دارند. این ذکر را هر روز صد بار بگویید. لذا اگر کسی نمی تواند در ماه رجب روزه بگیرد، این ذکرها را بگوید یا هر روز به این نیت که روزه ی ماه رجب از او فوت شد صدقه بدهد. این کار را برای سایر روزه های مستحبی که از انسان فوت می شود نیز می توان انجام داد.
حتی آن هایی که مسافرت می روند، نگویند ما مسافریم و روزه برایمان واجب نیست، آنهایی که به کربلا، مشهد و... مشرف میشوند و نمی توانند روزه بگیرند، حتماً صدقه بدهند و یا این تسبیحات را بگویند تا از ثواب روزه داران بهره مند شوند.
بنده به همه ی دوستان توصیه به روزه ی ماه رجب نمی کنم، اما اگر بتوانید 3 تا 5 روز این ماه را روزه بگیرید خوب است؛ چه در اعتکاف شرکت می کنید یا نمی کنید. برای روزه گرفتن به خودتان فشار نیاورید، بگذارید نشاط عبادت برایتان بماند. مبادا همه ی ماه رجب را روزه بگیرید و بعد در ماه شعبان یا در ماه رمضان با بی میلی روزه دار باشید، بگذارید عبادت با نشاط باشد.
اگر بتوانید ده روز از ماه شعبان را روزه بگیرید خیلی خوب است، خصوصاً اگر سه روز آخر آن را روزه بگیرید، گویی شعبان را به رمضان وصل کرده اید. ولی در ماه رجب، اگر پنجشنبه ی اول، چهارشنبه ی وسط، پنجشنبه آخر ماه و روزهای توصیه شده به خصوص27 رجب که یکی از چهار روز سال است که به فضیلت روزه ممتاز است را روزه بگیرید کفایت می کند.
فضیلت تحصیل معرفت در ماه رجب
خیلی خوب است که انسان در ماه رجب زمانی از روز را به اکتساب معرفت خاص اختصاص دهد. معرفت خاص به این معنا نیست که کتاب های اعتقادی را مطالعه کنید، بلکه یعنی هر کسی بر حسب حال خود یک کتاب روایی و یا اخلاقی را که حال خوشی به انسان می دهد و مذکّر است مطالعه کند. مرحوم آیت الله بهجت کتاب های مرحوم سید بن طاووس را توصیه می کردند. کتاب های افراد صاحب نفس مثل مرحوم میرزا جواد آقا در این باره بسیار مناسب است؛ مثلاً رساله ی لقاء الله، اسرار الصلوة، المراقبات، فلاح السائل، محاسبة النفس یا سایر کتب سید بن طاووس، تذکرة المتقین شیخ محمد بهاری، چهل حدیث و یا سایر کتب اخلاقی امام خمینی، و کتب حالی از این قبیل را مطالعه کنید. اگر فرصت مطالعه ی کتاب ندارید، هر روز یک روایت در باب معاد بخوانید و یا مثلاً روایتی در باب توحید بخوانید و خود را منقلب کنید. در هر صورت انسان سعی کند که در ماه رجب با معرفتی کاملتر به ماه شعبان وارد شود.
فضیلت قرائت دعای ناحیه مقدسه در ماه رجب
خواندن دعای ناحیه مقدسه توصیه ی عمومی است که مرحوم علامه و مرحوم استاد و میرزا جواد آقا و دیگر بزرگان این مکتب تربیتی در ماه رجب بدان تأکید بسیار می کردند. این دعا در مفاتیح هم هست و با این فراز آغاز می شود: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَعَانِی جَمِیعِ مَا یَدْعُوکَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِکَ...» به قول استاد، از آنجا که رجب ماه ولایت است، در این دعا خداوند به تمام معنی ولایت را تعریف کرده است. و جالب است که این دعا از ناحیه ی مقدسه است و امام زمان(عج) می فرمایند اگر می خواهید ما را بشناسید، از لابلای فرازهای این دعا بشناسید. بنده توصیه می کنم که این دعا را فراوان بخوانید، همراه نماز صبح، نماز ظهر و آنها که اهل نماز شب هستند در قنوت نماز وترشان بخوانند.
در باب شب لیلة الرغایب
بر اساس روایات ما، ممتازترین شبها در همه ی سال، سه شب است که همگی در این ماه های سه گانه واقع شده: اولی شب جمعه ی اول ماه رجب است به نام «لیلة الرغائب»، دوم شب نیمه ی شعبان که نامش «لیلة البرات» است و دیگر شب قدر در ماه مبارک رمضان که «لیلة القدر» است.
صاحب مراقبات، جمال السالکین مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در مراقبات خود می فرماید: ماه رجب اول ورود به میهمانی الهی است و تو ببین در این ضیافت الهی با کدامین لباس و زیور الات بر مولای خود وارد می شوی و تلطیف عمل مهمتر از تکثیر در عمل است و لذا در شب جمعه ی اول آن که شب عطای خاص الهی است اولین دعایمان مغفرت و استعداد ورود به ضیافت خاص الخاص الهی باشد تا در همان شب جمعه ی اول پاک شویم و اجازه ی ورود به سرای محبوب را در همه ی ضیافت سه ماهه داشته باشیم. در ماه رمضان این طور نیست، شب قدر آخر ماه است که حساب دیگری دارد. رغائب جمع «رغیبة» است و رغیبة یعنی عطای کثیر؛ یعنی امشب بی حساب در باز است. اعمال مخصوص به این شب را خودتان در مفاتیح ملاحظه کنید.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند غافل از اولین شب جمعه ی ماه رجب نشوید که ملائکه آن شب را «لیلة الرغائب» نامیدند. این بیان پیامبر(ص) که ملائکه چنین نامی بر این شب نهادند از آن روست که آنها عالم بالا را میبینند و مشاهده می کنند که کرور کرور عطای کثیر و نعم و رحمت های خاص الهی در آن شب سرازیر است؛ لذا می گویند این شب، شب عطای کثیر است. ترکیب «لیلة الرغائب» اضافه ی صفت به موصوف است، بدین ترتیب لیلة الرغائب یعنی «اللیلة هو الرغائب» یعنی شبی که در آن عطایای الهی کثیر است، سپس موصوف به صفتش اضافه شد و «لیلة الرغائب» گردید.
سپس حضرت می فرمایند: زمانی که یک سوم از شب گذشت، تمام ملائک آسمان و زمین به عالم دنیا می آیند و گرد خانه ی خدا طواف می کنند و خداوند توجه خاص به ملائکه ی خود می کند. توجه کنید که خیلی اوقات ملائک زمینی برای انسان دعا میکنند، ولی در آن شب عزیز، ملائکه ی آسمانی یعنی میکائیل و جبرائیل و اسرافیل و ملائکه ی مقدس الهی که دعایشان قطعاً مستجاب است دست به دعا بر می دارند. خداوند به ملائکش می فرماید در این شب هر دعایی دارید بخواهید تا من اجابت کنم، و ملائک دعا می کنند: خدایا روزه داران ماه رجب را بیامرز.
مختصری پیرامون اعتکاف
اصل در اعتکاف دو امر است: یکی که مهم تر هم هست، مسئله ی عزلت و به خود و عبادت مشغول بودن در ایام البیض است و دوم بهره بردن از فضای معنوی مسجدی است که برای اعتکاف به آنجا می روید. و لذا سعی کنید حداکثر بهره را در این زمان با تنهایی و کم صحبت کردن و تلاوت قرآن و دعا و نماز ببرید.
عمده در دعاهای اعتکاف تضرع و ابتهال است و به همین دلیل هم در این ایام بر گریه کردن دستور داده شده ایم و امام صادق(ع) اشک ریختن هنگام دعا را علامت استجابت دعا بیان می کنند.
مختصری درباره ی «ام داوود»
جناب سید بن طاووس در اقبال می نویسد: «زمانى که منصور عباسی، عبد اللّه بن حسن(ع) را به همراه گروهى از آل ابى طالب زندانى کرد و دو پسر عبد اللّه بن حسن(ع) یعنى محمد و ابراهیم را به قتل رساند، در این زمان داوود بن حسن بن حسن(ع) را نیز گرفت و با غل و زنجیر از عراق به مرکز حکومت خویش انتقال داد. او پسر دایهى امام جعفر صادق(ع) بود؛ زیرا «امّ داوود» مادر رضاعى امام صادق(ع) بود و مادر داوود به ایشان شیر داده بود.
امّ داوود مىگوید: مدت زمانى پسرم نیامد و خبرى از او در عراق به گوشم نرسید. در این زمان، پیوسته به درگاه خداوند دعا و تضرع نموده و از برادران دینى و کوشا در عبادت، مىخواستم که در اینباره به درگاه خدا دعا کنند، ولى اثرى از اجابت دعا نمىدیدم، تا اینکه روزى براى عیادت به محضر حضرت جعفر بن محمد(ع) وارد شدم و پس از پرسوجو از حال آن حضرت و دعا براى ایشان، آن بزرگوار فرمود: اى امّ داوود، از داوود که من برادر رضاعى او هستم، چه خبر؟ عرض کردم: اى آقاى من، داوود کجاست، در حالى که مدت زمان طولانى است که او را از من جدا و در عراق زندانى کردهاند. فرمود: چرا دعاى استفتاح را نمىخوانى، همان دعایى که درهاى آسمان براى اجابت آن گشوده مىگردد و دعاکننده بىدرنگ اثر اجابت را مىبیند و در برابر آن، در نزد خداوند متعال پاداشى به جز بهشت ندارد؟ عرض کردم: این دعا چگونه است اى پسر راستگویان! فرمود: اى امّ داوود، ماه حرام بزرگ، ماه رجب، نزدیک شده است و این ماه، ماهى است که دعا در آن به اجابت مىرسد و این ماه، ماه اصمّ خدا است.» سپس حضرت دستور اعمال معروف به ام داوود را به او یاد داد. سپس فرمود: «آنچه را که به تو آموختم حفظ کن و مبادا آن را به کسى بیاموزى تا براى هدف نادرست و باطلى دعا کند؛ زیرا اسم اعظم خداوند در آن نهفته است، همان اسمى که هرگاه بدان دعا شود، خداوند اجابت مىکند و هرگاه با توسل به آن از خدا درخواست شود، عطا مىکند. اگر آسمانها و زمین و دریاها به روى انسان بسته باشند و حاجت تو از گشوده شدن آنها بزرگتر باشد، خداوند راه رسیدن به آن را براى تو آسان خواهد نمود و اگر همهى جنّیان و انسانها دشمن تو باشند، خداوند تو را از مزاحمت آنها کفایت نموده و آنها را ذلیل و خوار خواهد نمود.»
ام داوود می گوید: «دعاى یاد شده را نوشتم و از محضر امام صادق(ع) خارج شدم، تا اینکه ماه رجب فرا رسید و به آنچه آن حضرت فرموده بود، عمل کردم. شبى، در اواخر شب حضرت محمد(ص) و تمام فرشتگان و پیامبرانى را که در دعاى گذشته بر آنان درود فرستادم، در خواب دیدم، در حالى که آن حضرت به من مىفرمود: اى امّ داوود، به تو و همهى برادرانت مژده باد، که همگى براى تو شفاعت خواهند کرد و تو را به برآوردن حاجتت مژده مىدهند و تو را بشارت باد که خداوند متعال تو و فرزندت را حفظ نموده و آن را به تو باز مىگرداند. از خواب بیدار شدم و فقط به اندازهى فاصلهى عراق تا مدینه براى سوارى که مرکبش را تند و با شتاب براند، گذشته بود که داوود به خانه بازگشت. از حال او پرسیدم. گفت: تا روز نیمهى رجب، در بند و زنجیر و در بدترین زندانها بودم. وقتى شب شد، در خواب دیدم که گویى زمین براى من درنوردیده شد و دیدم که تو بر روى حصیر مخصوصى که بر روى آن نماز مىگزارى، نشستهاى و مردانى در کنار تو نشستهاند که سرهایشان در آسمان و پاهایشان در زمین است و مشغول تسبیح خدا هستند. یکى از آنان که صورتى زیبا و لباسى پاکیزه و بویى خوش داشت و به گمان من، رسول خدا(ص) بود، به من گفت: اى پسر پیرزن شایسته، تو را بشارت باد! که خداوند دعاى مادرت را اجابت نمود. از خواب بیدار شدم و دیدم که پیک هاى منصور دم در ایستاده اند. در دل شب، مرا به حضور منصور بردند و او دستور داد که زنجیر از دست و پاى من باز نموده و به من نیکى و احسان کنند و نیز دستور داد که 10 هزار درهم به من بدهند و بر شتر راهوار سوار کرده و با سرعت و شتاب براندند، تا اینکه وارد مدینه شدم.» امّ داوود در ادامه مىگوید: «داوود را به خدمت امام صادق(ع) بردم. فرمود: منصور، امیر مؤمنان(ع) را در خواب دید و ایشان به او فرمود: فرزندم را آزاد کن، وگرنه تو را در آتش جهنم مىافکنم و او خود را در حالى دید که گویى زیر پاهایش آتش جهنم قرار دارد. از خواب بیدار شد و مجبور شد که تو را -اى داوود- آزاد کند.»
از این داستان برمی آید که اصل در این سه روز ایام البیض، روزه داری و عزلت نسبی است و معتکف شدن در مسجد در درجه ی دوم است. و لذا دوستان در این ایام سعی کنند کارشان را کمتر کنند و بیشتر به خود بپردازند، تا روز نیمه ی ماه رجب که شب آن از جمله افضل شب های سال است و روز نیمه ی رجب نیز مانند روز عرفه اختصاص به دعا و استغفار و تلاوت آیات الهی دارد.
مرحوم سید در اقبال روایتی را از حضرت آدم(ع) نقل می کند که به پروردگار عرضه داشت: «یَا رَبِّ أَخْبِرْنِی بِأَحَبِ الْأَیَّامِ إِلَیْکَ وَ أَحَبِّ الْأَوْقَاتِ. فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِلَیْهِ: یَا آدَمُ، أَحَبُّ الْأَوْقَاتِ إِلَیَّ یَوْمَ النِّصْفِ مِنْ رَجَبٍ. یَا آدَمُ، تَقَرَّبْ إِلَیَّ یَوْمَ النِّصْفِ مِنْ رَجَبٍ بِقُرْبَانٍ وَ ضِیَافَةٍ وَ صِیَامٍ وَ دُعَاءٍ وَ اسْتِغْفَارٍ وَ قَوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.»
و در ادامه خداوند به حضرت آدم(ع) می فرماید: «در فرزندانت پیامبری را قرار می دهم که حلیم و رحیم و کریم است...» و صفات دیگری را بر می شمرد و سپس درباره ی ماه رجب و فضیلت امت او می فرماید: «أَخُصُّهُ وَ أُمَّتَهُ بِیَوْمِ النِّصْفِ مِنْ رَجَبٍ لَا یَسْأَلُونِّی فِیهِ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَیْتُهُمْ وَ لَا یَسْتَغْفِرُونِی إِلَّا غَفَرْتُ لَهُمْ وَ لَا یَسْتَرْزِقُونِی إِلَّا رَزَقْتُهُمْ وَ لَا یَسْتَقِیلُونِی إِلَّا أَقَلْتُهُمْ وَ لَا یَسْتَرْحِمُونِی إِلَّا رَحِمْتُهُمْ یَا آدَمُ مَنْ أَصْبَحَ یَوْمَ النِّصْفِ مِنْ رَجَبٍ صَائِماً ذَاکِراً خَاشِعاً حَافِظاً لِفَرْجِهِ مُتَصَدِّقاً مِنْ مَالِهِ لَمْ یَکُنْ لَهُ جَزَاءٌ عِنْدِی إِلَّا الْجَنَّةَ یَا آدَمُ قُلْ لِوُلْدِکَ أَنْ یَحْفَظُوا أَنْفُسَهُمْ فِی رَجَبٍ فَإِنَّ الْخَطِیئَةَ فِیهِ عَظِیمَة.»[16]
شب و روز مبعث
یکی از بزرگترین جلوه های الهی در ماه رجب، شب و روز مبعث است که مفتخر به بعثت رسول اکرم(ص) می باشد چنانکه در دعای روز مبعث می خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالنَّجْلِ الْأَعْظَمِ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ وَ الْمُرْسَلِ الْمُکَرَّم» و همانطور که نگین ماه مبارک رمضان شب و روز قدر است از دعاهای روز مبعث معلوم می شود که نگین ماه رجب نیز شب و روز مبعث است که می فرماید: «اللَّهُمَّ وَ هَذَا رَجَبٌ الْمُکَرَّمُ الَّذِی أَکْرَمْتَنَا بِهِ أَوَّلُ أَشْهُرِ الْحُرُمِ أَکْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ بَیْنِ الْأُمَمِ فَلَکَ الْحَمْدُ یَا ذَا الْجُودِ وَ الْکَرَمِ وَ أَسْأَلُکَ بِهِ وَ بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ الَّذِی خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فِی ظِلِّکَ فَلَا یَخْرُجُ مِنْکَ إِلَى غَیْرِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أَنْ تَجْعَلَنَا مِنَ الْعَامِلِینَ فِیهِ بِطَاعَتِکَ وَ الْآمِلِینَ فِیهِ لِشَفَاعَتِکَ» و معلوم می شود با بعثت رسول خدا(ص) نعمت الهی بر همه ی خلایق به طور کامل تجلی کرد و با توجه به آنکه از اهم اعمال آن شب زیارت امیر المؤمنین علی(ع) است. بنابراین عبارت تجلی اعظم و اسم اعظم الهی مقام نوری این دو بزرگوار است و لذا می باید با طی مدارج اوقات شریف در ایام ماه رجب مستعد درک حقیقت شب و روز این وقت شریف شد و با توسل به این دو نور مقدس تقاضای معرفت به حقیقت ولایت را از خداوند طلب نمود چنانکه از دعاهای ادامه ی عبارت فوق این نکات استفاده می شود «اللَّهُمَّ اهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ السَّبِیلِ وَ اجْعَلْ مَقِیلَنَا عِنْدَکَ خَیْرَ مَقِیلٍ فِی ظِلٍّ ظَلِیلٍ وَ مُلْکٍ جَزِیلٍ فَإِنَّکَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیل»
خلاصه آنکه با بهرهمندی از لحظات ماه رجب خودمان آماده ی ورود به ماه شعبان و رمضان نماییم و عمرمان را با نورانیت این سه ماه نورانی کنیم که مولی در نصیحت به نوف بکالی فرمود: «إِنَّهُ مَنْ لَمْ یَشْغَلْهُ الْوُلُوعُ بِذِکْرِکَ وَ لَمْ یَزْوِهِ السَّفَرُ بِقُرْبِکَ، کَانَتْ حَیَاتُهُ عَلَیْهِ مِیتَةً وَ مِیتَتُهُ عَلَیْهِ حَسْرَة.»[17]
سایر اعمال و دستورات ماه رجب
یکی از اسامی ماه رجب «اصبّ» است. «صبّ الماء» یعنی آب با شدّت از بلندی بر چیزی فرود آید. از آنجا که در ماه رجب رحمت الهی با شدّت و وسعت بر امت اسلام نازل می شود، این ماه را اصب نامیدند، بنابراین باید از لحظه لحظه های آن استفاده کرد.
استغفاراتی که در آدابالمریدین در بین الطلوعین، هنگام صبح و بعد از مغرب ذکر شده و در باب توبه توصیه شده است، در ماه رجب در بین الطلوعین و بعد از غروب آفتاب انجام دهید؛ این توصیه ی مرحوم استاد بود.
اذکار فراوانی برای روز و شب ماه رجب ذکر شده است. در مفاتیح الجنان هم آمده است که ده هزار مرتبه سوره ی توحید طی کل ماه رجب خوانده شود. البته اگر آن را به تمام روزهای ماه تقسیم کنید میشود روزی 333 بار، نمی خواهم بگویم همه را انجام دهید، اما خوب است که با تسبیح تربت به هر تعداد که توانستید بگویید، ولی ترک نکنید.
شب اول ماه رجب یکی از چهار شب سال است که احیای آن توصیه شده و روز اول آن نیز به روزه ممتاز است.
آخرین مطلبی که عرض می کنم آنست که مرحوم سید در اقبال موارد عدیده ای از داستان های عرب جاهلی و قبل از طلوع اسلام ذکر می کند که آنها برای دعا و نفرین بر دشمنانشان به انتظار فرا رسیدن ماه رجب می نشستند و اغلب نتیجه می گرفتند. توصیه حقیر آن است که اصلی ترین دشمن همه ی ما شیطان است که در این ماه فراوان بر او لعنت بفرستید، و در مرحله ی بعد هم برای نابودی دشمنان داخلی و خارجی اسلام و انقلابمان و برای نابودی کفر و نفاق داخلی و خارجی بسیار دعا کنید.
اى بىخبر! بکوش که صاحب خبر شوى تا راهْبین نباشى، کى راهبر شوى؟
دست از مِسِ وجود، چو مردانِ رَهْ بشوى تا کیمیاىِ عشق بیابىّ و زَرْ شوى
خواب و خورت، ز مرتبه ى عشق دور کرد آن دم رسى به دوست، که بى خواب و خور شوى
گر نورِ عشقِ حق به دل و جانت اوفتد باللَّه، کز آفتابِ فَلَک خوبتر شوى
از پاى تا سرت، همه نورِ خدا شود در راه ذوالجلال، چو بى پا و سر شوى
مطالب مرتبط:
ادب حضور - مراقبات ماه رجب (فصل اول)
[1] - بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج75، ص380، باب 29: مواعظ أبی محمد العسکری(ع) و کتبه إلى أصحابه.
[15]- امالی، شیخ طوسی، النص، ص166.
[16]- إقبال الأعمال (ط - القدیمة) ج2ص657 فصل فیما نذکره من أسرار استقبال یوم النصف من رجب .
[17]- بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج91، ص: 95